سکس غیر ایرانی - اولین سکس با غیر از مردم

ایرانی سکس غیر سکس غیر

ایرانی سکس غیر سکس غیر

ایرانی سکس غیر فیلم سکسی

ایرانی سکس غیر سکس غیر

ایرانی سکس غیر خاطره اولین

ایرانی سکس غیر سکس خارجی

اولین سکس با غیر از مردم

ایرانی سکس غیر سکس غیر

فیلم سکسی

ایرانی سکس غیر فیلم سکسی

سکس غیر منتظره با پریسا

ایرانی سکس غیر سکس غیر

فیلم سکسی

ایرانی سکس غیر خاطره اولین

فیلم سکسی

تا ۴سال پیش تابستان با کسی جز مردم سکس نداشتم فقط گاهی دستمالی میشدم توسط نامحرم. ۴سال پیش خونه کسی سرایدار بودیم یه پسر ۲۵ ساله داشت که خیلی تو کف من بود جذاب بود منم ازش خوشم میومد یه شب به امیر گفتم که پویا پسر صاحبخونه بهم نظر داره خواستم ببینم عکس العمل امیر چیه گفت میدونم مدتهاست تو نخ تونم اما انگار تو بیشتر بهش نظر داری با شنیدن این حرفا از امیر شگفت زده شدم. در انال سکس به دفعات این احساس تنش و آرامش تکرار می شود و فرد ممکن است لذتی را تجربه نماید ولی امکان به ارگاسم رسیدن نیست سکس خارجی. سلام اسم من ندا ست و40 سالمه حدود 16 ساله ازدواج کردم و یه پسر دارم من توی یه شهر کوچیک زندگی میکنم از اونجاهایی که بیشتر ازدواجها اجباریه منم مثل خیلی از دخترای همسنم عاشق پسر خاله ام بودم البته اونم عاشقم بود یا شاید هم من فکر میکردم که عاشقمه خلاصه اینکه ازم خاستگاری کرد ولی خانواده ها رضایت ندادن و بعد هم اون هیچ اقدامی برای بدست اوردن من نکرد منم به اجبار خانواده با مردی غریبه ازدواج کردم که اصلا دوسش نداشتم از همون ابتدای ازدواج از همسرم خوشم نمیامد چون اون مردی که همیشه میخواستم نبود خودم یه دختر معمولی ولی جذاب بودم جوری که توی هر جمعی میرفتم ازم خوششون میامد و خواستگار زیاد داشتم به دلایلی که اینجا جا نداره مجبور شدم با همسرم ازدواج کنم همیشه پیش خودم فکر میکردم که بالاخره یه روز که هیچ زور و اجباری بالا سرم نباشه ازش جدا میشم اما اینطور نشد و بچه دار شدم و حسرت بودن با مردی که ارزو داشتم رو همیشه با خودم داشتم هیچوقت از سکس با اون احساس لذت و رضایت نداشتم چون توی سکس فقط به فکر ارضای خودش بود و ضمنا زود انزالی داشت همیشه ازم میخواست واسه تحریکش ارایش کنم و لباسهای سکسی بپوشم منم هیچوقت دریغ نمیکردم ولی از اینجور سکس اصلا ارضا نمیشدم این ماجرا مربوط به زمانیه که پسرم میخواست بره مدرسه و من شدم اژانس رفت و امد پسرم همون روزهای اول دم در مدرسه یه اقایی رو دیدم که بچه ها رو میاورد بعد فهمیدم توی آژانس کار میکنه همیشه نگاههش رو به خودم دوست داشتم قد بلند و جذاب بود مدتی فقط همدیگه رو توی ماشین میدیدم و هرازگاهی ارایش میکردم و مانتوهای تنگ و کوتاه میپوشیدم و عمدا جلوی اون پیاده میشدم تا هیکلمو ببینه و بیشتر مجذوبم بشه یه روز به این فکر افتادم که باهاش تماس بگیرم واسه همین زنگ زدم آژانس و خواهش کردم شماره اون اقایی که سرویس بچه های مدرسه هم هست بهم بدن و گفتم واسه پسرم میخوام که اونم همراهش ببره خلاصه شماره شو گیر اوردم و یه روز که همسرم سر کار بود و پسرم مدرسه بود بهش زنگ زدم ولی خودمو معرفی نکردم بهش گفتم میخوام سرویس پسرم شی احساس کردم که از طرز حرف زدنم بهم شک کرد بعد بهم گفت خودم چند دقیقه دیگه باهات تماس میگیرم همینطور هم شد و وقتی تماس گرفت خودمو معرفی کردم و اونم گفت از همون اول که صداتو شنیدم متوجه شدم خلاصه با هم دوست شدیم و فهمیدم اونم رن و یه پسر داره البته اون برخلاف من از زندگیش راضی بود ولی میگفت از وقتی منو دیده دیوونه من شده و چندین بار منو تا دم خونه دنبال کرده و حنی میدونست همسرم کیه و کجا کار میکنه بعد از حدود یکسال که باهم تماس تلفنی و گاهی دیدار توی ماشین در حد دست مالی و بوسه داشتیم بالاخره دلمو به دریا زدم و بهش گفتم بیاد خونه اون روز خوب یادمه که حمام رفتم و خودمو کاملا تمیز کردم بعد یه تاپ نازک قرمز و دامن کوتاه مشکی بدون شورت و سوتین پوشبدم و منتظرش موندم وقتی امد توی خونه از ترس و هیجان قلبم داشت از توی دهنم در میامد البته خیالم راحت بود که کسی مزاحم نمیشه چون همسرم واسه ماموریت کاری رفته بود تهران و پسرم هم مدرسه بود فورا پریدم تو بعلش و شروع کرد به بوسیدنم بعد نشست روی مبل و من رفتم روی پاهاش نشستم من خودمو کاملا در اختیارش گذاشتم و اون با تمام وجود منو مبوسید بعد تاپمو در اورد و با ولع شروع کرد به خوردن سینه هام احساس میکردم لای پام خیس خیس شده در همین حالت دستشو کرد لای پام و شروع کرد به مالیدن کسم خیلی احساس خوبی داشتم دستشو اروم لای کسم میکشید بعد سرشو کرد لای پام و شروع کرد لیسیدن کسم دیگه صدای اه و ناله ام در اومده بود بعد بلند شد و شلوارشو در اورد منم دستشو گرفتم و بردم روی تخت خواب خوابوندمش و شروع کردم به خوردن کیرش درازی کیرش از مال همسرم کوتاهتر بود ولی کلفتتر بود و من کیرشو کامل توی دهنم میکردم و گاهی میمکیدمش و میدیدم خیلی حال میکنه بعد رفتم بالا و نشستم روی کیرش تا ته رفت تو کسم خیلی احساس لذت بخشی داشت هنوز هم هر وقت به اون لحظات فکر میکنم کسم خیس میشه خلاصه کمی بالا و پایین رفتم و بعد اون منو خوابوند و کیرشو کرد تو کسم بر خلاف همسرم خیلی قوی بود و به راحتی آبش نمیامد واسه همین حدود 5 دقیقه تلمبه میزد توی کسم و من یه حس فوق العاده و جدید رو تجربه میکردم تا حالا اینقدر از سکس لذت نبرده بودم انگار بار اولی بود که سکس میکردم بعد گفت ابم داره میاد و گفتم بریزش روی سینه هام اونم کیرشو در اورد و آب داغش ریخت روی سینه هام بعد هر دو دراز کشیدیم روی تخت اینقدر حس لذت بخشی داشتم که دلم نمیخواست از جام پاشم ولی به اجبار پاشدیم و بعد از تمیز کردن خودمون لباس پوشیدیم و اون رفت بعد از اون چندین بار دیگه سکس با اونو با پزیشنهای مختلف از پشت کیرشو بکنه تو کسم یا گاییدن سرپایی و تجربه کردم و هر بار برام عالی بود اما هیچکدوم مثل بار اول نمیشد الان حدود 7 ساله که دیگه باهاش ارتباط ندارم چون بخاطر کار همسرم از اون شهرستان رفتیم و من دیگه با هیچ مردی غیر از همسرم نبودم ولی خاطرات سکسم با امید هیچوقت از یادم نمیره گاهی احساس گناه میکنم ولی بعد فکر میکنم که شاید خدا میخواسته لذت سکس واقعی رو به من هم نشون بده نوشته. سلام به همه اسم من نیماس 30 سالمه تو یه خانواده پر جمعیت زندگی میکنیم چهارتا خواهر دارم و دوتا برادر خواهرام از من بزرگترند و یه داداش بزرگتر و یه گوچکتر دارم داستان من مربوط میشه به خواهر کوچیکم که سه سال از من بزرگتره و از همه خواهرام خوشکلتر و خوش اندام تره از همون اول رابطه من و شیوا با بقیه فرق داشت یادمه هفده سالم که بود میرفتم پیشش که یعنی درس یادم بده کنار به شکمم هردوتامون دراز میکشیدیم و درس یادم میداد یه دفه اتفاقی که داشت درس یادم میداد پاما تکون میداد که خورد به کونش همین که پام کونه نرم و گندشو لمس کرد یه جوری شدم دوباره همون کارا کردم و خواهرم هم چیزی نمیگفتی کم کم دیگه پاما گزاشتم رو کونش و تکون ندادم دیدم چیزی نمیگه خیلی واضح بود خوشش اومده آروم با پام کونشا میمالیدم اونم خودشا میداد طرف من کیرم سیخ سیخ شده بود و ادامه میداد اما جرئت نداشتم کار بیشتری کنم این ماجرا تقریبا هرروز ادامه داشت اینم بگم اصلا تو خونه ما هیچکدوم خواهرام هیچوقت با دامن یا تاپ نمیشدند خیلی مذهبی بودیم یه دفه هم کسی خونه نبود رفته بود حموم که منا صدا زد بیا کمرما بمال من با تعجب رفتم و دیدم خواهرم با خیلی پیرهنشا داده بالا گفت کمرما لیف بزن من با دیدم کمر سفید خواهرم کف کرده بود تموم بدنم میلرزید رفتم لیفا برداشتم و شروع کردم به مالیدن کمرش دستام میلرزید خواهرم یه لباس سفید پوشیده بود که خیس شده بود و چسبیده بود سینه هاش که سوتین هم نبسته بود سینه هاش سایزش 85 و نوکش صورتی بود داشتم دیوانه میشدم ولی جرئت نداشتم همونطور که کمرشا میمالیدم دستما از پهلو آروم گزاشتم رو سینش اونم هیچی نمیگفت ولی خیلی میترسیدم کاری کنم فقط در همون حد بود و اومدم بیرون سریع رفتم جق زدم سرتونا درد نیام این ماجرا همینطور گزشت و چند وقت یه بار با همین بمالی ها تموم میشد گذشت تا خواهرم شوهر کرد حدود هفت هشت سال گذشت تا اینکه شوهرش بخاطر کارش مجبور هفته ای یکی دودفه نیاد خونه که من میرفتم پیش خواهرم دیگه چند سالی از اون ماجرا گذشته بود و دیگه من تو فکر خواهرم نبودم تا اینکه یه دفه رفته بود حموم با بچش که دوسالش یه دفه دیدم یه صدا جیغ اومد من رفتم طرف حموم دیدم خواهرم لیز خورده و افتاده من هول کرده بودم گفت بچه را ببر بیرون لباساشا بپوشون بهش من رفتم و بچشا لباس پوشوندم دیدم خواهرم کمرشا گرفته و درد داشت هر کاری کردم نیومد بریم دکتر موقع خواب دیدم صدام زد رفتم گفت بیا با پماد کمر منا بمال منم رفتم کنارش خیلی درد داشت پیرهنشا دادم بالا پماد را زدم به دستم و شروع به مالیدن کردم یه کم گذشت دیدم کیرم سیخ شد با ولع کمرشو میمالیدم بعد خواهرم گفت پیرهنما در بیار اذیت میشم منم از خدا خواسته پیرهنشو درآوردم همین که رفتم در بیارم سینه های لختشا دیدم تمام وجودم شهوت شد شروع کردم به مالیدن کمرش گفتم اینجوری سخته نشستم رو کونه گندش شروع کردم به مالیدم اروم اروم رفتم به پهلو هاش دستام میلرزید دستاما مالیدم به کنار سینه هاش دیدم هیچی نگفت منم پررو تر شدم قشنگ سینه ها شو چنگ زدم خواهرم صداش در نمیمد مثل وحشی ها سینه هاشو چنگ میزدم کیرم سیخ سیخ شده بود رفته بود لای پاش دستاما از رو سینه هاش برداشتم و رفتم پایین کمرشا میمالیدم یه دستما گذاشتم رو کونش و با اون دستم آخر کمرشو میمالیدم خط کونش معلوم بود داشتم دیوانه میشدم ولی کلا آدم ترسویی هستم همین که داشتم میمالیدم خواهرم گفت یه کم پاهاما بمال منم از رو شلوار شروع کردم به مالیدن اصلا باورم نمیشد دارم خواهرما اینجور میمالم دیدم خواهرم گفت شلوارما در بیار پاهامو هم پماد بزن باور کنید اصلا تو خواب هم نمیدیدم همچین روزی را یه شلوار ساپورت نازک پاش بود از روش بلند شدم و شلوارشا از پاش در آوردم یه کون گنده ی سفید مثل برف جلوم بود اینقدر شفاف و سفید بود که رگا هاشم مشخص بود داشتم نگاه میکردم و ماتم برده بود یه دفه خواهرم صدام زد پس چیکار میکنی منم نشستم رو کمرش و دستما کرم زدم و شروع کردم به مالیدن روناش یه شورت صورتی پاش بود دلم میخواست شورتشا در بیارم کس و کونشا بلیسم با تموم وجود ماساژ میداد دستما میکشیدم لای پاهاش از رو شورت آروم میکشیدم رو کسش بعد دوباره نشستم رو کونش کیر سیخ شدما میکشیدم رو شورت خوشکلش و داشتم از شهوت میسوختم آروم خودما عقب و جلو میکردم خواهرم هم فقط صدا نفسش میمد من داشتم فقط از رو شورت خواهرم و از شلوار خودم تلمبه میزدم با دستام چنگ میزدم به سینه هاش دیگه نتونستم خودما کنترل کنم ابم اومد و ریخت تو شورتم خواهرم از رو تکون هام فهمید خودشا جمع و جور کرد و گفت خیلی آروم شد بدنم فردا شوهرش اومد و من تو کف کس و کون خواهرم مونده بودم گذشت تا هفته بعد دوباره شوهرش رفت تا اون روز هزار بار جق زدم شب رفتم خونه خواهرم بعد از خوردن شام و خوابوندن بچش رفت حموم ومنا صدا زد گفت اوندفه خوب ماساژ دادی بیا تو حموم ماساژم بده خیلی بدنم درد میکنه منم از خدا خواسته گفتم چششششم بعد رفتم پماد بیارم در را زدم برم تو حموم گفت لباساتا در بیار خیس نشی من که پشتم بهته منم مثل برق لباساما در آوردم با شورت رفتم تو دیدم خواهرم با یه شورت خوابیده گفت بیا که خیلی درد دارم رفتم نشستم رو کمرش شروع کردم به مالیدن دیگه لفت ندادم زود رفتم سراغ سینه هاش و شروع کردم به مالیدن همونطور هم کیرما میمالیدم به کونش کیرم مثل آهن شده بود خواهرم اروم اه اه میکرد رفتم پایین کونشا میمالیدم دیوانه شده بودم محکم چنگ میزدم به قمبلاش دستما اروم کشیدم از رو شورت رو کسش میمالیدمش خواهرم خودشا اروم تکون میداد دیگه با هزار صلوات دستما بردم زیر شورتش دیدم خودشا جمع کرد گفت نه رونام ها بمال منم نمیخواستم عصبانیش کنم بازم مالیدم اروم افتادم روش و سینه ها شو میمالیدم تلمبه میزدم کیرم از شورتم زده بود بیرون منم به ارومی کیرما از بغل شورتش رسوندم به کسش خودشا جمع کرد نمیزاشت توش کنم منم همونطور تلمبه میزدم تلمبه هامو سریع کردم کیرم میکشید رو کس آتیشیش سینه هاشم محکم میمالیدم یه دفه دیدم خواهرم شروع به تکون خوردن کرد و بی حال ول شد فهمیدم ابش اومده منم بازم تلمبه زدم خیلی لیز شده بود یه چندبار که زدم ابم اومد همش ریخت رو کسش یه چند دقیقه همونطور موندم بعد گفت بسه داداشی خیلی خوب ماساژ میدی منم اومدم بیرون گفت شورتتا بده بشورم دادم بهش و اومدم بیرون اینم بگم تو این مدت اصلا نگاه نمیکرد همش سرش رو زمین بود دوباره گذشت اون روز من خوشحال از سکس که داشتم هفته بعد دوباره رفتم خونه خواهرم دوباره همونطور رفت حموم قبلش گفت صدات زدم بیا نمیخواد شورت بپوشی من که پشتم بهته منم انگار دنیا را بهم دادند تا صدام زد لخت شدم و رفتم تو دیدم خواهرم لخت با یه شورت توری نازک که خیس شده بود و کس و کونش معلوم بود رفتم سریع نشستم رو کونش و شروع به ماساژ کیرم که لخت بود میکشید رو کونش و مثل تبر شده بود اینم بگم کیرم خیلی بزرگه 20 سانت و کلفت خلاصه شروع کردم به ماساژ سینه هاشو تلمبه زدن کیرم رفته بود لای شورتش بلند شدم شروع کردم به ماساژ کونش اروم میکشیدم رو کسش دستما دوباره بردم زیر شورت گزاشتم رو کسش و میمالیدم این دفه چیزی نگفت فقط اروم اه اه میکردم منم با حس براش میمالوندم دیدم سرشو اورد بالا و گفت شورتم خیلی تنگه داره اذیتم میکنه صبر کن در بیارم گفتم خودم در میارم سریع شورتشا در آوردم یه کس ک کون خوشکل جلوم بود خوشکلترین کس و کونی که تاحالا دیدم واقعا خواهرم لنگه نداره منم افتادم به جون کس و کونش و مالش میدادم دلم طاقت نیورد نمیدونستم چطوری بگم دلا زدم به دریا گفتم آبجی لای پات و با زبون یه کم ماساژ بدم با دست نمیشه اونم گفت باشه مثل وحشی ها افتادم رو کس و کونش و میخوردم اولین باری بود کس میخوردم همیشه بدم میمد از کس خوری اما این کس نبود یه تیکه جواهر بود یه ده دقیقه فقط خوردم اونقدر خوردم که خواهرم ابش اومد بلند شدم نشستم روش و سینه هاشو میمالیدم و اروم تلمبه میزدم کیرم گزاشتم دم کسش خودشا جمع کرد که نکنم منم کیرم کشیدم تند رو کسش با اب کسش خیس شد دوباره گزاشتم دم کسش ایندفه کاری نکرد اروم فشار دادم تو خواهرم میگفت اروم اروم ماساژ بده منم اروم تلمبه زدم تا ته کیرم رفت تو کسش اونم میگفت یواشتر ماساژ بده مدام اینا میگفت منم اروم اروم تلمبه هامو تند کردم دیگه چیزی نمیگفت فقط با شهوت نفس میکشید خواهرما گرفت و به پهلو کردم و شروع کردم به تلمبه زدم و با دستم کسش و میمالیدم میگفت ماساژم بده خیلی خوب ماساژ میدی داداش خودمی حسابی براش تقه زدم خواهرم گفت کمرم درد اومد بزار رو کمر بخوابم دیگه چشم تو چشم شده بودیم پاهاشو گزاشتم رو شونه هام کردم تو کسش میگفت اروم اروم گوش نمیدادم تلمبه میزدم ولی خواهرم چشماشو باز نمیکرد همونطور سرما بردم پایین و سینه هاشو میخوردم وای که چه سینه هایی خوشمزه ای هرچی از خواهرم بگم کم گفتم همونطوری تلمبه میزدم که خواهرم گفت مواظب باش فهمیدم برا اب بود که نریزم تو کسش محکم تلمبه زدم که دیدم خواهرم سرشو اورد بالا لبامو گاز گرفت با تکوناش فهمیدم ابش اومد و ولو شد منم همونطور میزدم و میخوردم یه پاهاشو گزاشتم پائین و یه پاهاش رو گردنم بود و تلمبه میزم که دیدم داره ابم میاد کیرمو دراوردم ابم پاشید رو سینه هاش بعد بوسش کردم و خواهرم گفت خیلی عالی ماساژ میدی از اون روز تقریبا هفته یه دفه همین کارا میکنیم اما هیچوقت حرف سکسی رد و بدل نشده اینم بگم من الان زن دارم و خیلی هم دوست دختر داشتم اما سکس با خواهرم یه چیز دیگه هیچوقت سیر نمیشم اینم سکس غیر علنی من و خواهرم امیدوارم خوشتون اومده باشه نوشته. سلام من مریم و ۳۱ سالمه سفید و کمر بایک با وزن ۶۴ کیلو امیر مردم ۳۵ سالست و ما ۱۰ ساله ازدواج کردیم هردو تو خانواده مذهبی بزرگ شدیم من دختر گرم و آتیشی هستم اما امیر نه اصلا نمیتونه نیازهای زناشویی رو برطرف کنه. لازم به ذکر است احساس ذکر شده به هیچ وجه قابل مقایسه با احساس لذت سکس صحیح نیست و فرد ارگاسم را تجربه نمی کند. Наш сайт знакомств дает возможность подобрать желаемого партнера по фотографии, телефонному номеру, анкете. آنال سکس مثل دفع مدفوع است یعنی فرد هنگامی سکس خارجی مکانیسم لذت آنال سکس مثل دفع مدفوع است یعنی فرد هنگامی که در انتهای روده بزرگ خود یا رکتوم مدفوع دارد دچار احساس تنش می شود و زمانی که این مدفوع دفع شد این احساس تنش از بین رفته و ارامش حاکم می شود سکس خارجی. واسه دیدن کلیپ با کیفیت خوب روی این لینک کلیک کنید و از تماشاش لذت ببرید. Alexa Grace takes a big black cock Сайт знакомств в Москве позволит Вам найти вашу любовь в столице и Московской области. دوستان این داستان با تخیل و واقعیت ترکیب شده و اسم ها مستعار هستند من با پریسا تو نت آشنا شدم اوایل آشناییمون زیاد با هم خوب نبودیم اصلا هم فکرشو نمیکردیم که ما یه روزی بتونیم با هم دیگه سکس داشته باشیم داستان من و پریسا از جایی شنیدنیه که اون شب من خیلی حالم گرفته شده بود از اون روزای بود که همه چیز واست بد شانسی میاره من اون شب با خونواده دعوام شده بود و با اعصاب خورد نشسته بودم پای کامپیوتر که شاید یکمی سرگرم بشم و یادم بره چی پیش اومده یاهو رو آن کردم و داشتم آف میخوندم که دیدم پریسا پی ام داد مکالمه من و پریسا پریسا سلام من سلام خوبی پریسا ممنون منتظرت بودم من منتظر من پریسا آره میخواستم یه چیزی ازت بپرسم من بپرس پریسا میخواستم بدونم تا حالا با کسی سکس داشتی کمی مکث کردم بعد جواب دادم چطور پریسا بگو کار دارم من خب آره پریسا منم خیلی دوست دارم تجربه کنم من چه جالب چرا میخوای تجربه کنی پریسا به همون دلیلی که تو سکس کردی خب منم دوست دارم بدونم چه لذتی داره یکمی حرف زدیم و قرار گذاشتیم روز بعد تو پارک همدیگرو ببینیم تا یادم نرفته بگم که خونه ما و پریسا اینا نزدیکه همدیگه اس یعنی تو یه محله زندگی میکنیم خلاصه روز بعد رسید و من و پریسا راجع به سکس حرف زدیم من هرچی بیشتر به پریسا از لذت سکس میگفتم تو چشماش بیشتر شهوت دیده میشد تو همین حال و هوا بودیم که پریسا یکدفعه دستشو گذاشت رو کیرم و محکم گرفتش و گفت میلاد میخوامش منو میگی یه لحظه هم ترسیدم کسی ببینه هم شکه شده بودم و حال میکردم دستشو از رو کیرم برداشتم و گفتم اینجا که نمیشه یه روز بهت خبر میدم بیای پیشم اونم سریع قبول کرد چند دقیقه بعد از پریسا خداحافظی کردم و به طرف خونه راه افتادم تو راه همش سینه های قلمبه و کون گرد پریسا که از شلوار تنگ سفیدش چشمک میزد جلو چشمم بود اون شب همش به فکرش بودم و به این که چطوری بکنمش و چیکار کنم که زودتر بیاد تا یه حالی بهش بدم تو همین حال و هوا بودم که یکدفعه مثل اینکه خدا صدامو شنیده باشه تلفن زنگ زد و ما برای فردا ظهر ناهار خونه داییم دعوت شدیم آقا تو کونم عروسی بود سریع تلفنو برداشتم و به پریسا اس دادم سلام گلم یه خبر خوب واست دارم فردا خونه واسه من و تو خالیه خلاصه سرتونو درد نیارم من به بهونه درس و دانشگاه موندم خونه و خونواده رفتن خونه داییم ده دقیقه بعدشم پریسا اومد بیشرف یه شلوار قرمز پوشیده بود با یه مانتوی کوتاه مشکی که خیلی سکسی نشونش میداد منم بی جنبه بازی در نیاوردم و راهنماییش کردم سمت پذیرایی وقتی رو مبل نشست من رفتم واسش شربت درست کردم رفتم پیشش و لیوان شربتو دادم دستش یه جرعه از شربت خورد و بهم گفت کجا مانتومو در بیارم منم اتاقمو نشونش دادم و رفت تا مانتوشو در بیاره منم با خودم تجسم میکردم که بدونه مانتو چه طوریه و چی پوشیده تو همین فکر بودم که دیدم یه پری با یه تاپ سبز جلوم وایساده هیکل خوشگلی داشت سینه های معمولی با کمر باریک و کون برآمده وقتی نیمرخ وایمیستاد برآمدگی کونش مثل دست انداز خیابونا بود خلاصه این هلو اومد و نشست سر جاش و لیوان شربتشو از رو میز برداشت شروع کرد به خوردن که یهو یه ذره شربت ریخت رو سینه اشو راه افتاد و رفت وسط پستوناش پریسا با خجالت و انگار که هول کرده باشه گفت دستمال میاری منم دیدم فرصت خوبیه گفتم دستمال میخوای چیکار بیا خودم پاکش میکنم گفت چطوری گفتم بیا بگم اونم پا شد اومد جلوم وایستاد منم دستاشو گرفتم و نشوندمش رو پام و لای سینه اشو لیسیدم بوی ادکلنش و شربت خیلی شهوتیم میکرد پریسا هم انگار که خوشش اومده سرمو بیشتر فشار میداد لای سینه های خوشگلش دیگه کیرم داشت شلوارمو پاره میکرد از رو پام بلندش کردمو تاپشو در آوردم و بعد سوتینش سوتین رو که در آوردم دو تا سینه توپی شکل داشتن نگام میکردن منم با لیس زدن و مکیدنشون داشتم به حاصبشون حال میدادم دیدم پریسا نمیتونه وایسه و خیلی حشری شده دستشو گرفتمو بردمش روی تختم انداختمش رو تخت و خودم خوابیدم روش و شروع کردم به خوردن سینه هاش پریسا آه و ناله میکرد و پاهاشو رو تخت میکشید معلوم بود خیلی حشریه منم وقتی اینو دیدم رفتم رو لباش و ازش یه لب تپل گرفتم از گردنش شروع کردم به ها کردن و بوسیدن تا رسیدم به پستوناش پستوناشم دوباره خوردم و باز شروع کردم به بوسیدن تا رسیدم به کسش که زیر شلوار قایم شده بود منم تند تند دکمه و زیپ شلوارشو باز کردم و شلوارشو در آوردم و رفتم از انگشت پاش بوسیدم تا رو کسش کسشو یکمی از رو شرت مالیدم و بوسیدم و لیسیدم تا اینکه دیدم خیلی وضعش خرابه و خیلی حشری شده شرتشو در آوردم مثل دیوونه ها شروع کردم به لیسیدن کسشو چوچولش پریسا داشت دیوونه میشد و همش قربون صدقه ام میرفت دیگه دیدم خیلی داره پررو میشه و بلندش کردم و گفتم نوبت توئه اونم پا شد و شلوار و شرت منو در آورد و کیرم که مثل سنگ سفت شده بودو کرد تو دهنش اولش خوب ساک نمیزد و دندوناشو میکشید رو کیرم اما بعد یادش دادم خلاصه لیسید و مکید که احساس کردم آبم میخواد بیاد کیرمو از دهنش در آوردمو مالیدم به کسش با این کار خیلی حال میکرد و بدنش میلرزید داشت ارضا میشد منم کسشو مالیدم و آبش اومد بعد بهش گفتم عشقم حالا دیگه نوبت توئه بهم حال بدی اونم گفت باشه اما بلد نیستم بگو چیکار کنم منم دمر رو تخت خوابوندمش و یکمی با سوراخ کونش بازی کردم و انگشتمو میکردم تو کونش تا راه باز کنه اما لامصب انقدر تنگ بود که انگشت به زور جا میشد دیدم فایده نداره رفتم کرم آوردم و مالیدم رو سوراخشو دوباره اون کارارو تکرار کردم سوراخش که جا باز کرد خوابیدم روشو کیرمو گذاشتم دمه سوراخشو آروم آروم کردم تو صدای آه و ناله اش بلند شدم و میگفت درش بیار خیلی درد داره اما مگه من اونموقع حالیم میشد مثل دیوونه ها کیرمو میکردم تو و در میاوردم میدونستم خیلی دردش میاد اما من حال میکردم یکمی اینطوری گذشت تا اینکه کیر مبارک قشنگ جاشو پیدا کرد و دیگه از درد آنچنانی خبری نبود وقتی که کونش باز شد من خوابیدم رو تخت و بلندش کردم بهش گفتم رو کیرم بشینه اونم چون فیلم سوپر زیاد میبینه فهمید منظورم چیه و اومد و کیرمو کرد تو کونش اینطوری درد دو برابر کمتر میشه و مرد خیلی بیشتر حال میکنه چون کیر کامل میره داخل گرمای کون پریسا مثل آتیش جهنم بود داغ داغ پریسا خودش بالا پایین میرفت و منم با سینه هاش بازی میکردم خیلی از این کار خوشش میومد و گاهی وقتها که خسته میشد یکمی بلند میشد تا من بتونم بکنمش وقتی من کیرمو بالا پایین میکردم خیلی بهش حال میداد اما درد میکشید چند دقیقه به این حالت گذشت که من احساس کردم آبم داره میاد بلندش کردم و خوابوندمش رو تخت و پاهاشو گذاشتم رو شونه هام و کیرمو کردم تو کونش اینطوری کیر کامل میره توحتی واسه خایه ها هم جا هست اما دختر یا زن خیلی درد میکشه اما دوبرابرم حال میکنه خلاصه یه دقیقه ای اونجوری گاییدمش تا اینکه آبم داشت میومد و چون میدونستم اگه بریزم تو کونش میترسه و میخواد بچه بازی در بیاره کیرمو در آوردمو رفتم رو پاهاش نشستم و آبمو ریختم رو سینه هاش خیلی حال میکرد و همش میگقت جوووووووووووون چه دااااغه منم از حال رفته بودم و مث جنازه کنار پریسا دراز کشیدم از اون روز به بعد رابطه منو پریسا روز به روز بهتر و صمیمی تر و داغتر میشد و هروقت موقعیت پیش میومد ما سکس میکردیم نوشته 19. تمامی حقوق سایت کیلپ سکسی محفوظ است. به مرور زمان و هنگامی که اسفنکتر یا دریچه مقعد شل شد به دلیل احساس پر و خالی شدن انتهای روده بزرگ احساس لذتی به زن دست می دهد ولی از این طریق امکان ارضای جنسی زن وجود ندارد و زن ارضا نمی شود. Если Вы в поиске знакомств для секса на один или два раза Вам обязательно стоит зарегистрироваться на нашем вебресурсе знакомств. Пообщаться в чате, договиться о встрече, осознать подходите ли Вы друг другу. کلیپ سکس هر روز برای شما عزیزان به صورت رایگان داستان سکسی , فیلم پورن خارجی, فیلم سوپر ایرانی , فیلم سکسی دوجنسه, کلیپ سکسی دوجنس گراها و بای سکشوال ها , فیلم های سکسی هم جنسگراها ی مرد و گی و لزبین هارو اضافه میکند تا شما عزیزان بصورت کاملا رایگان از محتواهای کلیپ سکسی لذت ببرین. Наш портал обладает огромную базу анкет, которая составляет 20 млн. موقع سکس کردن معلومه چقدر حال میکنه با هر دفعه که کیر سیاه و خوردنی پسره میره تو سوراخ کوس داغ شدش سکس خارجی، خوش بحالش که داره به یه همچین چیزی سکس میکنه و اینجوری نهایت حال کردن از سکس رو میبره.。

اولین سکس با غیر از مردم

سکس غیر علنی من و خواهرم

اولین سکس با غیر از مردم

اولین سکس با غیر از مردم

سکس غیر علنی من و خواهرم

سکس غیر علنی من و خواهرم

سکس غیر منتظره با پریسا




2021 cdn.snowboardermag.com