داستان سکسی کیرکلفت - داستان سکسی برادر شوهر کیر بزرگ من

سکسی کیرکلفت داستان کیر کلفت

سکس وحید با مادرم

سکسی کیرکلفت داستان کیر کلفت

سکسی کیرکلفت داستان سکس زن

سکسی کیرکلفت داستان کون دادنم

سکس وحید با مادرم

سکسی کیرکلفت داستان قهر زن

سارینا و علی کیرکلفت

سکسی کیرکلفت داستان کس سفید

سکسی کیرکلفت داستان سکس زن

کون دادنم به کیرکلفت از طریق چت سایت داستان سکسی

سکسی کیرکلفت داستان سارینا و

قهر زن داداش و داداش کیر کلفت و خجالتی

سکسی کیرکلفت داستان کیر کلفت

قهر زن داداش و داداش کیر کلفت و خجالتی

سکسی کیرکلفت داستان داستان حمام

فیلم کون دادن به پسر کیر کلفت سمیرا به آیدا گفت با روسری

ولی اتفاقی بودکه افتاده بود منم حقیقتا خیلی توکف بودم گفتم تابلو نشم وخودمم حال کنم پس فقط نگاه میکردم اونام تو فضابودن و اصلا حواسشون نبود کسی تو خونست. اون هم بدون مقدمه خودش رو پرت کرد رو من کيره کوچيکش رو گذاشت رو کسم. ازوقتی پدرم فوت کرده عموم زیاد دور و بر مادرم میپلکه بطوریکه خودم چند بار شنیدم به مادرم پیشنهادصیغه داره اینو تلفنی میگفت بهش ومادرم هیچوقت جواب نمیداد و راضی نمیشد. شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، همینطور میتونید با ثبت نام در سایت آویزون از سیستم دوست یابی استفاده کنید. اون هم رفت پايين و شروع کرد به ليسيدن کسم. دیدم میگه شل کنه بره توششش نرفت کیرش بازم تو کونم گفتم بخواب کفه حموم بشینم روکیرت شاید بشه اینجوری دراز کشید منم تنظیم کردم کیرشو آروم اروم نشستم رو کیرش دردم داشت و لذت. تقریبا ساعتای سه نصف شب با صدای آه ناله از خواب بیدار شدم برقا خاموش بود ولی نور ضعیفی اتاق رو روشن داشت. لنگای مامان رفت بالاو عمو کیرشودوباره کرد تو کونش و یه چندتاتلمبه زد و ابشوخالی کرد تو کونش. یه بار دیگه عروسه گفت زود باش. هر دفعه که ميرفت حموم من ميرفتم و از سوراخ در نگاهش ميکردم، ولي خوب ديگه درست و حسابي معلوم نبود. تخت دخترم دقیقا اخر اتاق و تخت اونا اول اتاق بود. ما درتهران و در یک مجتمع بزرگ زندگی می کنیم. اونم معطل نکردکیرشوازاسارت شلوارک درآوردوبهم گفت قمبل کنم منم قمبل کردم وازپشت کردتوکسم خیلی تنگ بود من که قبلاپردم پاره شده بود ازکلفتی کیرمجیدقسمت دیگه مخاط وپرده کسم پاره شد کسایی که باراول کس دادنشون یادشونه میدونن چی میگم دردولذت باهم 5. مادرم درازکشیده بود روتخت به شکم و یه کیرکلفت ودراز تا دسته توکونش بودنمیدونم از کی شروع کرده بودن و یا اصلا مادرم یه زنه محجبه که تا الان اهل این برنامه هانبود. درد کوسم کمتر شده بود و تو یه گیجی و منگی عجیبی بودم که ناشی از پاره شدن پردهء بکارتم و گول خوردنم به این شکل و حس کردن کیر دراز برادرم تو کوسم و حس کردن گرمی آب کیرش رو سینه هام بود. سلام دوستان عزیز داستانم گی هست من امیر ۲۵ سال دارم چندسالیه کون میدم ولی این داستانم ماله ۳ماه پیشه توچت سایت داستان سکسی بودم یکی هی پیام میداد مکان دارم سایزم خوبه ایدی تلگرام گذاشت سریع رفتم ازتلگرام تو پی ویش تنها بودم فقط ب منظور چت کردن و کیرشو دیدن رفتم پی ویش سلام دادم زودی جواب داد. ؟ گفت نه فقط می خوام کمی با هم حرف بزنیم گفت باشه بگو میشنوم پرسید نوید من خیلی دوستدارم با مادرت سکس کنم توکه ناراحت نمیشی. آیدا به سمیرا گفت تو پاهات رو بردار بزار من کامل خفش کنم بعد تو. اون هم فهميد که من هنوز ارگاسم نشدم، برای همين شروع کرد به خوردن کسم. جلوی درب یکی ازاتاقاایستاده بودم ورفته بودم توفکرکه یه دفه یه صدایی پشت سرم گفت ببخشیدوقتی برگشتم بادیدنش دلم لرزید دکتر فرشاد بودکه میخواست واسه چک کردن مریضش بره تواتاق. من هم که اين قدر حشري شده بودم که ديگه نميتونستم خودم رو کنترل کنم. اول نگاه دخترم کردم ببینم اون که نیست ناله میکنه ولی متوجه صدای ناله از روی هوا هوسه نه از روی درد. فاطمه گفت من نمیخوام یاد بگیرم نیازی نیست. گفتم:شاید یه چیزیشه بذار ببینم و مهلتش ندادم و شلوار و شرتشو کشیدم پایین اولش یه کمی زور زد که جلومو بگیره ولی نتونست عجب کیرررررررر باحالی این داداشمون داشت و ما نمیدونستیمد بی مو و لاغر ولی دراز بهش گفتم:یادته یه بار ازم پرسیده بودی بچه چطوری به دنیا میاد؟؟؟ آره ادامه دادم ببین مردا باید شومبولشونو بکنن تو سوراخ خانوما تا بچه درست بشه. من هم با کس پريدم پشت کامپيوترم و روشنش کردم. اون هم از خدا خواسته داشت آه آه ميکرد. من از اون بالا میدیدم که پاهاش خیسه عرقه و برق میزنه. روز دوم مادر شوهرش اومد تا رسید به روز سوم که خواهر شوهرش اومد. آهااااا و ارضا شده بودمو آروم داشتم با کیر برادرم ور میرفتم ازم پرسید:چی شد؟؟؟ گفتم:داشتم کیف میکردم گفت:ولی من خیلی کیف نکردم؟ فقط قلقلکم اومد میخواستم بلندشم و براش ساک بزنم ولی دیدم یهو لحن صداش عوض شد و گفت:رفیق نیمه راهی آبجی؟؟؟ تا اومدم به خودم بیام دیدم اومده روم و کیرشو گرفته تو دستشو برده سمت کوسم اومدم به خودم بیام که درد شدیدی بهم اجازه تکون خوردن نداد دیدم برادرم کیرشو کرده تو کوسم و داره منو میکنه. وحید روبروی من ایستاده بود ومادرم پشت به دراتاق که من ایستاده بودم وداشتم نگاه میکردم زانو زده بود وداشت به صورت حرفه ای برای وحید ساک میزد بعد ازاینکه کیروحید وخوب خورد به قول ما آماده کرد وحید مادرم و به حالت سگی نشوند با یک فشار که جیق خفیف مادرم را به دنبال داشت کیرشو داخل کون مادرم کردو شروع کرد به تلنبه زدن کاملا حس کردم مادرم چه لذتی داره میبره خلاصه وحید مادرموهمه جوه مورده عنایت قرارداد منم که انقدر جق زده بودم کیرم ازحال حسابی رفته بود وقتی مادرم رفت با خوشحال اومدم بیرون گفتم دمت گرم چه حالی به مادرم مادادی وحید گفت قدرمادرت و بدون که نعمت بزرگی توی خونه داری به وحید گفتم ازجریان ما دوتا باخبره جواب داد نه گفتم هیچ وقت بهش نگو وحید هم قبول کرد الان پنج سالی هست که بطور خاص و مخفیانه هم من وهم مادرم و مورده عنایت ویژه قرارمیده و به نوعی میتوان گفت وحید پدردوم من است که هم من وهم مادرم ازاون راضی هستیم. کیرش رو درآورد رفت بوسسش کرد و گفت ارضا شدی اونم گفت آره. و مونده بودم چی بهش بگم که دیدم یهو اون مجله از رو میز افتاد پایین و باز شد و اومد سر یکی از اون عکسای بکن بکن اساسی. باهم آشنا شدیم حرف زدیم از طریق چت که من گفتم کیرتو ببینم چون خیلی ازش تعریف میکرد تو چتامون عکس کیرشو فرستاد باورم نشد گفتم ماله خودت نیست چندتا با نشونی فرستاد باورم شد کیرش بزرگ کلفت و دراز بود باور نکردی بود چون واقعا بزرگ بود کلفتیش خیلی بود جوری ک تو دسته خودش جا نمیشد که کامل بگیرتش. کیرشو مالوندم هی بزرگتر میشد وآماده. این خاطره ای که می خواهم تعریف کنم برای پنج سال پیش است. این داستان حدود 1 ساعتی طول کشید و فاطمه وقتی میخواست بره گفت:خدا لعنتتون کنه. اون هم بعد از زدن يه تو گوشی به من اون رو پاک کرد. بردمش زير آب، آخه دوربين اونجا بود و من هم ميخواستم يه فيلم يادگاري از اين ماجرا داشته باشيم. سلام بعضی وقتا یه اتفاقای عجیب توی زندگی آدم میفته که بعد وقتی بهش فکر میکنی بیشتر شبیه یه خواب میمونه اسم من مرجان هست و متولد ۱۳۶۰ هستم و مهرماه رفتم توی ۳۸ سالگی قبلا به بار ازدواج کردم و طلاق گرفتم البته ازدواج هم نمیشه اسمش رو گذاشت پسرخاله ام مقیم سویس بود و وقتی بیست و شیش سالم بود به صورت غیابی عقد کردیم و من بیشتر بخاطر اینکه مقیم اونجا بود و پزشکی میخوند قبول کردم وگرنه اصلا درحد خودم نمیدیدمش بعد یکسال آقا اومد که فهمیدم نه درس میخونده و نه قرار بود که برگرده که من هم تصمیم گرفتم جدا شم البته از لحاظ شریک جنسی هم ما باهم مچ نبودیم خلاصه جدا شدم دوتا برادر کوچکتر از خودم و دوتا خواهر بزرگتر از خودم دارم که همه ازدواج کردن من با برادر کوچیکه ام که اسمش محمدرضا است خیلی صمیمی هستیم اون الان بیست و سه سالشه و از کوچیکی بیشتر من مثل مادرش بودم تا مادر خودمون محمد الان دوساله ازدواج کرده و از همون اوایل با زنش مشکل داشت تا دوماه پیش که زنش قهر کرد و از خونه رفت خونه ما اهوازه و برادرم ماهشهر زندگی میکنه و من یکماه پیش اومدم پیش محمد که هم از تنهایی دربیاد و هم غذا و دیگر کاراش رو کمکش باشم خلاصه خیلی خوشحال شد و از زندگیش حرف میزد زنش خیلی لاغر بود برخلاف محمد که ورزشکاره و هیکل پر داره یه روز بهش گفتم از همون اولم بهت گفتم انتخابت خوب نیست و دختر حداقل باید اندام دخترونه داشته باشه که قبول نکردی که سفره دلش باز شد و گفت اون اصلا از لحاظ جنسی براش هیچی مهم نیست و حتی حاضر نشده که ببرمش سینه هایش رو عمل کنه خلاصه دیدم خیلی دلش پره و منم یکم مثل قدیم و بچگی هاش بهش نزدیک شدم یه روز که رفت حمام بهش گفتم میخوای پشتت رو کیسه کنم که کلی استقبال کرد و منم با تاپ و شلوارک رفتم داخل و اون با شرت پشت به من نشسته بود و خلاصه کلی کیسه کردم کمرش رو و ناخوداگاه وقتی پاشد لیف رو بده بهم که کف بزنم به کمرش خیسی شرتش یهو قاب کیرش رو نشونم داد حالت خوابیده اش از شق شوهر خودم بزرگتر و کلفتتر بود خلاصه یکم آب بازی به یاد قدیم کردیم و وقتی حمامش تمام شد حوله دادمش و اومد بیرون که پشت سرش من رفتم حمام داشتم دوش میگرفتم کن محمد اومد گفت بذار کیسه کنم برات که دوبار گفتم نه و بالاخره گفتم باشه که نشستم و اومد برام کیسه کنه من یه کار جالب کرد و سوتین منو باز کرد و انداخت گوشه و شروع کرد کیسه کردن و یهو خندید و گفت آجی گفتم جان گفت تو هم سرمایه داریا گفتم چطور گفت راحله رو برا عمل سینه بردم دکتر گفت پنج میلیون خرجش میشه تو این پنج تومن رو داری خودم خنده ام گرفت و بهش گفتم پررووووووو خلاصه تمام شد و پاشدم پشت بهش و خم شدم سوتین ام رو بردارم که برجستگی کیرش توی شلوارک اینقدر تابلو بود که اولین چیزی بود که به چشمم خورد و محمد هم زود رفت بیرون منم یکم اصلاح زیربغل و جلو داشتم که انجام دادم رفتم بیرون صبح پاشدم و دیدم محمد سرکار رفته و شروع کردم تمیزکاری خونه که چندبار صحنه کیر محمد اومد جلو چشمم و خودم رو مشغول میکردم قالی پذیرایی کثیف بود و جمع کردم و با محمد هماهنگ کردم زنگ زد اومدن بردن قالی شویی و نشستم پای تلویزیون و رفتم توی تلگرام و لاین یه خط دارم که کسی شماره اش رو نداره و باهاش لاین رو فعال کردم و خواستم یکم شیطونی کنم یه عکس خفن گذاشتم و داشتم میگشتم که کی رو سرکار بذارم یهو رفتم به لاین محمد پیام دادم و دیدم سریع جواب داد یکم چت کردیم و من فقط از سر شیطونی ازش پرسیدم متاهلی که گفت اره براش نوشتم خب پس تو فایده نداری سریع نوشت متاهل بودم الان مجردم و جدا داریم میشیم بعد دوباره نوشت البته همون موقع که متاهل هم بودم فرقی با مجردی نداشت نوشتم واااااااااااااااااااااااااااااااا یعنی چه نوشت یعنی رابطه زناشویی نداشتیم منم شیطووون نوشتم اوووه اووووه من از پسر سرد بدم میاد که جواب داد من آتیش بودم ولی زنم سرد بوده گفتم حتما بلد نبودی که گفت نه اون از جلو ارضا نمیشد و درد داشت دوران عقد از پشت میکردم و اونم فقط از پشت راحت بود و اذیت نمیشد بهش گفتم چرا از جلو درد داشته یهو نوشت چون کیرم بزرگه میخوای ببینی به لحظه صحنه حمام اومد جلو چشمم براش نوشتم اوهووووم دو دقیقه بعد یه عکس اومد وقتی دانلود کردم جا خوردم برام نوشت چطوره من هنگ بودم یه لحظه به خودم اومدم دیدم دستم توی شرتمه دیگه جواب ندادم بهش عصر اومد محمد رفتیم بیرون و شام خوردیم و توی حال که قالی نبود بهش گفتم بیاد پیش خودم روی تخت خودش بخوابه من لباسا رو شسته بودم و تاپ و دامن پوشیده بودم اونم عادت داشت با شرت ورزشی و رکابی بخوابه پتو رو انداخته بودم روم و همش عکس صبح جلو چشمم بود و از طرفی خور خور های محمد نمیذاشت بخوابم چشمام گرم شده بود که دیدم انگار نفسام تنگ شده چشمام رو باز کردم دیدم محمد بغلم کرده و همچنان خور پوف کنان خوابه خوابه پایین پشت باسنم کیر و بیضه های محمد رو حس میکردم که خوابم برده بود نمیدونم چرا با تکون بیدار شدم من دیدم محمد بدخواب شده و گهگاه با خودش حرف میزنه از حرفاش بعضی وقتا اسم خانمش رو تشخیص میدادم خواستم بیدارش کنم که دوباره چسبید بهم ولی اینبار حس کردم روی باسن ام یه چیز سفت افتاده توی فکر خودم بودم که محمد دو بار دیگه اسم خانمش رو اورد و یکم توی تخت تکون خورد و چسبید بهم و توی همون حالت خواب دامنم رو با شرت و همه چیز آورد پایین و تا خواستم عکس العمل نشون بدم یهو لای پام آتیش گرفت نفسم بند اومده بود قلبم داشت در دقیقه هزار بار میزد کیر کلفت و بزرگ محمد بود واقعا نمیدونستم خوابم با بیدار بدنم قفل بود محمد یکم تکون خورد و باز بغلم کرد که یهو فهمیدم بیدار شده یه لحظه تا به خودش اومد پرید عقب و پاشد ایستاد منم مجبور بودم حسابی خودمو به خواب بزنم آخه تقریبا دامن و شرت من کامل تا مچ پام رفته بودن پایین محمد هم داشت کون منو نگاه میکرد و خشکش زده بود اومد دامن منو ببره بالا ولی چون زیر پام بود ترسید بیدار شم رفت از اتاق بیرون و رفت دستشویی منم سریع با دستمال کاغذی کوسم رو که خیس شده بود خشک کردم دیدم محمد نمیاد نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت نمیدونستم اگه اومد چکار کنم از طرفی بعد ده دوازده سال برای بار دوم کیر رو حس میکردم و اصلا توی فکر این نبودم خواهر برادریم اوضاع بدی بود نیم ساعت گذشت که دیدم محمد اروم اومد و بعد چند لحظه من کنار تخت ایستاده بود کنارم باز خوابید و پتو کشید سر جفتمون ده دقیقه گذشت که دیدم نور موبایلش رو زیر پتو روشن کرده و خنده ام گرفته بود که داشت دید میزد میدونستم کون بزرگ من بدجور چشماش رو کور کرده ولی دیدم انگار میترسه بیاد جلو یکم تخت تکون خورد گفتم باز داره میره بیرون اتاق ولی یهو دیدم اروم چسبید بهم و جالب تر که آقا کیرش رو از غلاف در آورده دوتا تکون خورد و فرستادش لا پام من آمپرم چسبیده بود ولی جوری کوسمو سفت میکردم که متوجه خیسیش نشه داشت لا پام عقب جلو میکرد که دیدم بیشرف خودش رو زده به خواب و چندکلمه بی مفهوم میگه و یه کلمه اسم زنش رو میاره باز نامفهوم حرف میزنه و باز اسم زنش رو میاره و دیدم پام رو داد روی پاش همونطور که به پهلو خواب بودیم و من مجبور شدم مثلا بیدار شم مثلا بیدار شدم و گفتم وااااای محمدرضا محمدرضا محمد تا دید اسمش رو صدا زدم دو سه بار اسم زنش رو اورد و با دست کیرشو تنظیم کرد و فرستاد داخل کوسم و منو سفت کشید سمت خودش آخ نفسم بند اومده بود از طرفی وقتی سر کیرش رفت داخل یه بار ارضا شدم و وقتی کامل تخماش چسبید دم کوسم برا بار دوم ارضا شدم دیگه نا نداشتم صداش کنم اونم منو به شکم خوابوند و اومد روی کمرم و کیرش رو توی کوس عقب جلو میکرد دوبار دیگه صداش کردم اون داشت تلمبه میزد و منم دیگه حرفی نزدم حدود چهل دقیقه تلمبه میزد من تا حالا اصلا فکر نمیکردم اینقدر کوس دادن میتونم باحال باشه تا آبش اومد و ریخت داخل که سریع چندبار تکونش دادم مثلا آقا بیدار شد یهو مثلا طرف جا خورد پرید عقب شروع کرد فیلم بازی کردن و چراغ رو روشن کردم که هی میگفت خاک تو سرم چی شد چی شد ازم پرسید اذیتت کردم که با نیش خند بهش گفتم نه فقط منو چهل دقیقه ای میشه با زنت اشتباه گرفتی دیدم انگار جدی جدی رنگش زرد شده و عذاب وجدان گرفته سریع بلندش کردم و سوییچ رو دادم بهش و گفتم بپر برو داروخونه شبانه روزی و بگو قرص اورژانسی ضدبارداری میخوام و بگیر بیا که واقعا گند زدی بغض گرفته بودش خودم هم ناراحت بودم ولی بیشتر برای اون رفت و اومد و قرصا رو خوردم و دیدم انگار هنگه بهش دمپایی پرت کردم و با شوخی گفتم توی خواب بودی و اشتباه شده بخوای ادا اطوار دربیاری الان میرم گفت باشه بعدم گفتم زود باش برو غسل بگیر فرستادمش حمام و خودم همش توی فکر کیر بودم لخت شدم رفتم داخل که دیدم شرت پاشه تا منو دید لخت زبونش بند اومد زدم پشت سرش و گفتم حیوون این چیه فکر کنم زخمم کردیا با چشمای سرخ گفت ببخشید آجی بهش گفتم اشکال نداره فقط یه چیز میگم گوش میدی گفت اره گفتم چشمات رو ببند تا خودم بگم باز کن گفت باشه تا بست شرتش رو درآوردم خواست نذاره زدم روی دستش شرت دادم پایین کیرش رو که دیدم همه اون اتفاقا باز زنده شد شروع کردم مالیدن که زود شق شد و نشست توی وان و خودم نشستم روی پاش و اب رو باز کردم بعدم نشستم روی کیرش که انگار برق سه فاز بهش وصل کردم تا نشستم پاهامو با دستاش گرفت و شروع به تلمبه زدن کرد من اون شب یازده بار ارضا شدم وقتی صبح شد دیدم رفته سرکار عصر اومد حتی یه کلمه حرف نزد و شب توی پذیرایی خوابید دو سه روز از خجالت توی چشمام نگاه نمی کرد پریشب وقت خواب چراغا رو خاموش کردم و روی تختش خوابیدم و دو سه بار صداش کردم اومد دم در اتاق منم خودمو عصبانی گرفتم و توپیدم بهش کن بهت بدهکارم شدم جای زنت اشتباه گرفتی هر کاری خواستی کردی من گفتم اوضاع روحیت خرابه چیزی نگفتم حالا این مسخره بازیا چیه بیا بگیر بخواب این شب آخره و فردا میخوام برم رفت بالشت اش رو اورد و خوابید کنارم بهش گفتم بغلم کن خخخخخ تا بغلم کرد دیدم کیرش شقه گفتم بهش هاااااااا باز چشه گفت بخدا هیچی آجی برگشتم سمتش و دست کردم توی شرتش و گرفتمش و گفتم چرا الکی دروغ قسم میخوری اگه امشب سیر میشی اینم روی همون روز پاشدم خودم لخت شدم که نفهمیدم کی سر برده لا پام فقط اینو میدونم که توی دست دوم اینقدر روی کیرش بالا پایین شدم که از حال رفتم چند دقیقه و تا صبح نخوابیدم دیشب هرچی خواست کنارم بخوابه بهش لاپام رو که رنگ خون شده نشون دادم و فقط دیشب با کرم مرطوب کننده داشتم چرب میکردم کوس رو بهش گفتم ماهی یه بار میام ماهشهر اون بدبخت فقط موقع تلمبه زدن سرش بالاست بقیه مواقع نگاه توی چشمام نمی کنه الان با شرت نشستم و محمد عصر میاد من ببره منو اهواز خونه از صبح ده تا مسیج داده امشب بمون فردا برو براش نوشتم پریودم نوشته مسخره برا چیزی نمیگم ک نوشتم آره ارواح عمه ات کارم درست نبود ولی پشیمون هم نیستم مقصر هرکی بود فقط میدونم من که دارم چهل ساله میشم و برادرم که چندساله متاهله هنوز معنی این رابطه رو نفهمیده بودیم من که هیچ تصوری ازش نداشتم و خوبه اگه تونسته باشم این معنی رو برای عزیزترین کسم نشون بدم نوشته. یه روزکه بابچه محلامون رفته بودم بیرون نزدیکای غروب بودبرگشتم خونه رفتم توحیاط یه جفت کفش مردونه دیدم کیرکلفت ودراز تا دسته توکونش رفتم توخونه در اتاق نیمه باز بود برادرمم خونه نبود نمدونم کدوم گوری بود جلوتر رفتم از کنار در نیمه بازمنظره ای دیدم که قلبم وایستاد. کیرشو برد جلو و گذاشت تو دهن زن داداشش اونم با ولع شروع کردن به خوردن. اول همش کف پاهای آیدا رو میخورد و اصلا طرف کف پاهای سمیرا نمیرفت. چندوقتی گذشت همش راجع به بیماریهای مردان و پروستات و سزارین و کس وکسروازین چیزامیگفت تا سر شوخیو باز کردو گفت دوست دارم ببینم چطوری میخوای بزای منم از خدا خواسته گفتم منم دوست دارم ببینم توچطوری میکنی. من هم که هنوز ارگاسم نشده بودم با دستام آبکيرش رو کشيدم رو پستونام و صورتم. منم از بس کسم رو انگشت کرده بودم ارضا شدم و خوابم برد. خلاصه فاطمه رفت و من اومدم بیرون و با هم نشست مادرم با کون گنده مادرم فریبا یه زنه ۴۷ساله ست باپوستی سفیدوهیکل توپروگوشتی که انصافا خیلی اندام محشری داره زن عموی من زهرا یه زنه با تقریبا سن ۴۶سال نزدیک همون سن وسالای مادرم باهیکلی ترکه ای و تقریبا لاغراندام ولی قدبلندوکمی سبزه. دوست داشتم کیر اون پسر موطلاییه رو بگیرم تو دستم و انقدر براش ساک بزنم و باهاش ور برم که آبش بیاد و دهنمو پر کنه از آب کیرولی حیف. نميدونم که چي شد که يه دفعه کيرش شرو کرد به بزرگ شدن. تا کيرش رو ديدم با دهنم پريدم روش. وحید وقتی این حروف از من شنید موبایل شو که کنارش بود برداشت و داد به من گفت : شماره موبایل مادرت وبگیرگفت ول کن وحید برامون دردسر می شه گفت :نترس بگیرمنم با تعجب زیاد گرفتم وحید صدای گوشی رو گذاشت روی بلند گوتا من هم بشنوم بعد ازچند تا بوق مادرم جواب داد. نمی تونستم باور کنم مادرم وحید وانگارخوب می شناخت وحید کمی با مادرم لاس زد و مادرم وحید و دعوت کرد خونمون اما وحید قبول نکرد و به مادرم گفت ممکنه نوید هرلحظه برسه بهتره که شما بیایین بالا مادرم هم قبول کرد گوشی رو گذاشت من چشام داشت از کاسه می پرید بیرون گفت وحید چطوری آخه ممکنه جواب داد خیلی ساده مادرتوهم علاقه شدیدی به کیرهای کلفت داره گفتم تا مادرم نیومده حداقل بگو چند وقته با مادرم رابطه داری گفت یک ماه جواب دادم خیلی بی معرفتی چرا به من نگفتی جاب داد حالاکه گفتم تو این لحظه صدای زنگ در شنیده شدو من رفتم تو اتاق مامان و بابا وحید صدای درو شنیدم که وحید بازکرد ومادرم اومد تو وقتی دروبست صدای ماچ شنیدم مادرم به وحید گفت کجابریم وحید گفت همین جا خوبه منظورش تو پذیرایی بود دیگه داشتم ازلای دراتاق همه چیزومیدیدم وحید مادرم و لخت کرد تا اون لحظه من مادرم و اون جوری ندیده بودم عجب کونه سفیدی داشت بطوری که کیرخودمم راست شد. من چون تو اتاق تنها بودم کم کم سر صحبت رو باهاش باز کردم و تقریبا تو این دو سه شب ک اینجا بود باهم خیلی آشنا شدیم. ولي تا يه لحظه کيرش رو ميديم آن قدر حشري ميشدم که ميرفتم و با بالا و پايين کردن دستم رو کسم خودم رو ارگاسم ميکردم. دیدن عکسهای مجله سوپری که از دوستم تو مدرسه قرض کرده بودم کافی بود تا حشریم کنه. COM بهترین و به روز ترین سایت سکسی ایران گروه آویزون همیشه در تلاش برای قرار دادن جذاب ترین محتوا را برای شما دارد. او تقریبا» هم سن و سال من است یعنی حدودا بیست سه سال دارد و پسری است چهارشانه و نیرومند که کیرکلفت و درازی دارد و فراوانی آب کیر اون همیشه برای من خوش طعم بوده. من هم از آه آه کردن اون خيلي حشري شده بودم. باخودم فکر کردم بچه دوازده ساله خب نمیدونه خارکسده یعنی چی حتماً ولی برام عجیب بود چون بچه های این دوره و زمونه خیلی پدرسوخته تر از این حرفان بهش گفتم:هیچی یه فحش بده گفت:اینو خودمم فهمیدم ولی یعنی چی؟؟؟ گفتم:یعنی کسی که خواهرش دختر بدی باشه و کارای بد بد بکنه گفت:چه کاری؟؟؟ گفتم:کارای بد دیگه. داستان سکسی برادر شوهر کیر بزرگ من از خيلي وقت پيش دلم ميخواست که من رو بکنه ولي هيچ وقت جرات نمي کردم که بهش بگم که بيا يه حالي با هم بکنيم. چشمهای برادرم شده بود چهارتا و خم شد و مجله رو برداشت گفت:این چیه؟؟؟ منم هول شده بودم و رفتم که مجله رو ازش بگیرم ولی نمیداد کلی باهاش ور رفتم که مجله رو به زور ازش بگیرم ولی نشد و حسابی مقاومت کرد اخرش هم گفت:اگر نذاری ببینم میرم به بابا میگم حرصم دراومده بود که این نیم وجبی داره منو تهدید میکنه ولی چاره ای نداشتم جز اینکه قبولکنم بهش گفتم:ببین همینایی که می بینی دارن کارای بد بد میکنن یهو دیدم اونم خیره شده به یکی دوتا از اون عکسایی که آب به کوس من آورده بودن و داشت میگفت: کار بد؟؟؟؟؟ دیدم که کیرش داره بزرگ و بزرگ تر میشه از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم که چطور بچه به این سن میتونه همچین کیر گنده ای داشته باشه؟؟ دستم ناخودآگاه رفت طرف کوسم و شروع کردم به مالوندن خودم گفت:چیکار داری میکنی؟؟؟ بخودم اومدم و دستمو کشیم کنار و گفتم:تو چرا شومبولت انقدر گنده شده؟؟؟ گفت:نمیدونم. یا همسایه روبرویی که خیلی با جینگین. دیدن کیرهای به اون گندگی و تمیزی که داشتن کوسای به اون خوشگلی رو جرررررر میدادن حسابی حشریم کرده بود و دوست داشتم یکی از اون کیرا رو داشتم و میتونستم روش بشینم و کوسم رو پر شده حس کنم. تا اون موقع هيچ کسي اين کار رو برام نکرده بود. آیدا و سمیرا به سینه خوابید روی زمین و فاطمه رفت جلوی کف پاهاشون و شروع کرد به لیسیدن. این حرف و که زد سمیرا گوشیش رو برد روی حالت فیلم برداری و داد دست آیدا و صورت دو زانو نشست و صورت فاطمه رو برد بین کف پاهاش و کونش و نشست روی سره فاطمه جوری که صورت فاطمه روی کف پاهای سمیرا بود و پشت سره فاطمه زیره کون سمیرا. فهمیدم بچه اصفهانه و تو شیراز کسی رو نداره. تمامی حقوق سایت کیلپ سکسی محفوظ است. یک شب که تو بیمارستان بالای سر دخترم بودم یه خانم تقریبا بیست و چهار ساله رو آوردن تو اتاق که سنگ کلیه داشت و از درد به خودش میپیچید. اولش که اومد تواتاقش باهاش رو بو سی کرد و اینقد قربون صدقه هم رفتن که من حسودیم شد. واي، باورم نمیشد که اين قد کيرش کوچيک باشه ولي البته کيرش خواب بودا. تمام فیلم ها ی سکسی و داستان های سکسی که در این سایت قرار داده شده اند رایگان میباشند. یکم که گذشت دردش کمترشد و کاندومی که روکیرش بودو دراورد گفت با کاندوم حال نمیده لختی حال میده که گرمای کونتو حس کنم فقط تلمبه ای بودکه تو کونش میزد. گفتم چیه؟؟؟ گفت: یه سوال دارم ها؟ خارکسده یعنی چی؟؟؟ سرخ شده بودم و مونده بودم چی بهش بگم گفتم :کی اینو گفته؟ گفت: تو خیابون با یکی از بچه ها دعوام شد بهم گفت خارکسده. یه کم چرخ زدیم ورفتیم یه رستوران غذاخوردیم ساعت1ونیم بودبهش گفتم مجیدمن گفتم تاساعت6شیفتم نمیشه برم خونه. دانلود فیلم سکسی فیلم سوپر سکسی فیلم های سکسی - آپارات دانلود فیلم سکسی فیلم سوپر سکسی فیلم های سکسی. براي همين رفتم و يه وبکم از يکي از دوستام گرفتم و يه جوري آن رو تو حموم گذاشتم که وقتي زير آب وايسه من بتونم کيرش رو ببينم، سيمش رو هم از بالاي در رد کردم و آوردم تو اتاقم و وصلش کردم به کامپيوترم. پیش خودم گفتم برم پیشش ضرر نداره ببینم میاد دنبالم یا نه گفتم ماشین داری بیا دنبالم اونم ازخدا خواسته گفت میام نیم ساعت طول کشید رسید به محل قرار یه پراید داشت منتظرم بود دقیقا ساعت ۵صبح بودرفتم توماشینش نشستم دست دادم باهاش یه آدم معمولی بود ۳۳ساله بود وکمی درشت اندام بود من ساکت بودم تو مسیر مکانش بودیم دست انداخت ب پاهام نوازش کرد دستمو گرفت گذاشت رو کیرش گفت ببین خودشه یانه شک داشتی به اندازه کیرم حالا ببین کیرشو دراورد وای باورم نمیشد هنوز چنین کیری داره این. یه دو سه دقیقه ای که گذشت به زن داداش گفت داره میاد و همزمان با دو تا ضربه محکم آبشو ریخت تو کسش و همونجوری روش موند. باورم نمیشد انقدر راحت و ساده منو گذاشته باشه سرکار حسابی داشت منو میکرد و منم خیسی خون رو لای پاهام حس میکردم و از درد و سوزش داشت گریه ام میگفت:اونم نامردی نکرد و بعد از چند دقیقه کردن و کردن و کردن وقتی حسابی حالشو کرد کیرشو از تو کوسم درآورد و گرفت رو پستونام و هرچی آب تو کیرش بود خالی کرد روسینه ام. با يه آه بلند کيرش رو از تو کسم کشيد بيرون و آب کيرش رو ريخت رو پستونام. سمیرا دسته فاطمه رو گرفت و کف پاش رو گذاشت روی دهن فاطمه و گفت:اینجوری. سریع کف پاهای خیسه عرقش رو گذاشت. منم دستم رو برده بودم تو کسم و حال میکردم یه پنج دقیقه دختره رو گایید که با آهو ناله زن داداشش ارضا شد. نمیدونم چرا وقتی عروسه خواهر شوهرش رو دید خیلی خوشحال بود. COM کلیپ سکسی ایرانی و فیلم سکسی ایرانی زهرا بابائی, free sex video. لاي در رو باز کرد و کلش رو از لاي در آورد بيرون و گفت چي ميگي بابا؟ گفتم ميتونم بيام تو؟ اولش خيلي تعجب کرده بود ولي بعد از ۳-۴ ثانيه، گفت بفرماييد. فاطمه اول شروع کرد به التماس ولی آخرش مجبور به این کار شد. یه دختر خوشکل با بدنی آنتیک ک پوست صورتش برق میزد. ينيك زوجتة ويصورها، مقطع كلش ساخن، اتحداكم ما تنفجروا من النشوة. فاطمه گفت مثلا به کی نشون میدین؟آیدا گفت:زن همسایه طبقه پایین یا دخترت! پيش خودم گفتم که الان خيلي حشريه، من ميتونم از اين حشري بودنش استفاده کنم و برم تو حموم و کارم رو انجام بدم. لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید. سمیرا رفت و کفش هاش رو اورد و پوشید تا پاهاش بوی بیشتری بگیره. براي همين رفتم پشت در و در زدم. دو هفته بعد دعوتم کرد نهار بیرون منم بهم الهام شده بود بدم نمیاد یکم بمالتم رفتم حموم حسابی کس تپل و روناموصفا دادم من قدم 170و65وزنمه وسینه ام75کسمم گوشت خالیه خلاصه ساعت 11شدمنم به بهونه شیفت خونه روپیچوندمو رفتم بیرون تا سوار ماشینش شدم یه ماچ محکم ازلپم کرد. تواتاقم پشت میز بودم و در رو بسته بودم و مجله رو گذاشته بودم رو میز و داشتم نگاه میکردم و دستمو برده بودم تو شرتم و سعی میکردم با کوسم ور برم. خواهر شوهره هم لباساشو درآورد و با یه شرت و کرست رفت بالای تخت و شروع کردسینه های زن داداش رو خوردن. اونم به بهونه اینکه گیربازاره گفت بریم خونه من عصرمیرسونمت منم که هم دلم کیرمیخواست هم دوسداشتم خونشوببینم رفتم. صبح ک از خواب پاشدم زن داداشه رفته بود و دختره هم خواب بود. فاطمه هم به ناچار کف پاهای سمیرا رو میخورد و عرق کف پاهاش رو قورت میداد. یه کم که گذشت اومد پایین و لباساش رو پوشید و تخت و لباس زن داداشش رو مرتب و تمیز کرد و بوسش کرد و رو صندلی نشست. رسیدیم به یه اپارتمان شیک واردخونهکه شدیم گفت راحت باش منم که زیرمانتوتاپ تنم بودمانتومودراوردموباتاپ وشلوارلی نشستم اونم لباسشوعوض کردوبایه گرمکن وعرق گیراومدرفت اشپزخونه شربت وشیرینی اوردگذاشت رومیزجلوی کاناپه بعداومدپیشم نشست دستشوانداخت دورگردنم یه نگاه به لبام کردوگفت دوسدارم بخورمشون البته قبلایه بارخورده بود…یه لبخندزدم ولب پایینشوگازگرفتم دیدم داره ازچشاش آتیش می باره این حس واسم ناآشنانبوددوسه باری کرده بودنم دستشوکردتوتاپموسینموکشیدبیرون اون لحظه ازاینکه تاچنددقیقه دیگه قراره یه مردخوشتیپ کیرکلفت قراره منوبگادحال کردمویه آه بلندکشیدم که انگارجرقه بود باصدای من تاپوسوتینموجردادوافتادروسینم بلنددادمیزدچراایناروقبلانشونم نداده بودی جوووون مثه بالشه جووووون منم جیغ میزدم اره عوضی گازبزن بخورآههههههه که طاقت نیاوردموهلش دادم اون سمت سریع عرق گیرو دراورد وبازافتادروم سینه هاموچنگ زد منم دادمیزدم کییییییییر من کیررررمیخوام بکنش توکسم داشتم دیوونه میشدم حتی الان ازتعریفش شورتم خیس شده واحساس نیازبه اون کیرکلفتشومیکنم خلاصه شلواروشورتموبایه حرکت دراوردوتاکس چاقمودیده افتادروکسم شروع کردبه لیس وگازداشتم ارضامیشدم که داد زدم بسه منو بگا. نمیدونم این داستانها تاچقدرحقیقت داره ولی خاطره من کاملا واقعی است قبل از هرچیزبایدبگم فاصله سنی مادرم با من فقط نوزده سال است سلام من نوید هستم و ازهمه نوع سکس خوشم می آید، ازسکس خشن گرفته تا سکس خانوادگی ؛ چیزی برای من در زندگی لذت بخش ترازسکس نیست. تصميم گرفتم که يه بار يه دوربين بذارم تو حموم که حداقل يه کم بتونم درست و حسابي ببينمش. براي همين کيرش رو از تو دهنم درآوردم و سرش رو هل دادم رو کسم. Fuck Moral - کلیپ های سکسی ویدیو های سکسی توپ , سایت سکسی کاملا مجانی،فیلم و عکس پورن رایگان در. تا اون موقع اين قد حال نکرده بودم. آیدا و سمیرا دست و پاهای فاطمه رو به زور بستن. و سرش رو با دستم بردم نزديک کسم. قلبم افتاده بود تو شرتم نمی دونستم چی کارکنم … مادرم وقتی گوشی رو برداشت خیلی عادی گفت جانم سلام …. سمیرا به آیدا گفت با روسری دست و پاش رو ببندیم زود باش. یه ده دیقه ای که گذشت گفت داره میادکیرشو دراورد و به مادرم گفت به پشت بخواب اونم خوابیدوپاهاشو داد بالا اونجابود که کس نازوسفیدشو دیدم تعجب کردم چرا توکسش نکرد. وقتی فاطمه بلند شد دیدم صورتش خیسه عرق کف پاهای سمیرا و زنمه. خیلی تعجب آنال سکس وطنی سکس زن داداش شهوتی کردم که دارن چیکار میکنن. من هم خوشحال ازاین که دوباره می تونم با کیروحید حال کنم سریع رفتم خونه شون طبق معمول هیچ کس خونه نبود وما تنها بودیم بعد ازاحوال پرسی گفتم شروع کنیم وحید خنده ای کردوجواب داد صبرکن کارت دارم. یه چند روزی باید بستری می بود. آروم ک متوجه نشن سرم رو برگردوندم به طرف در که دیدم خواهر شوهر و عروس با همدیگه رو تختن و لباشون توهمه و حال میکنن عروسه همش میگفت توروخدا زود باش مردم. در این لحظه سمیرا یه ضربه محکم با کف پا به دهن فاطمه زد و فاطمه افتاد روی زمین. انتظارشو نداشت یه کم مکث کرد بعد چشمک زد و گفت امتحانش مجانیه…. من هم که از خدا خواسته لباسم رو در آوردم و با شرت و کرست وارد حموم شدم. سلام داستانی که میخام براتون بگم کاملا واقعیه این داستان اولین سکس منه که براتون مینویسم یه روز تو فیس بوک داشتم میچرخیدم که یهو یه پست دیدم که نوشته بود ماساژور و فاعل اینم بگم که منم دوس داشتم که بدم ولی میترسیدم باهاش ارتباط زدم و تو مسنجر شروع به چت کردیم و باهاش قرار گزاشتم بریم مکان من چون میترسیدم مکانش برم وقتی اومد دیدم مردی هستش حدود 39 سال قدی حدود 170 با هم رفتیم مکان و وقتی که لخت شد با شورت بود و من کامل لخت شدم و شروع کرد به ماساژ و بعد بیست دقه که ماساژ داد گفت حالا یکم عشق و حال میکنیم و دوباره ماساژت میدم منم دیگه مثل موم تو دستش نمیتونستم نه بگم وقتی شورتشو دراورد نفسم بند اومد یه کیری داشت که خوابیدش حدود 16 سانت و کلفت واقعا ترسیده بودم گفت ساک بزن من با هر عقب و جلویی که تو دهنم میکردم کیرش بزرگتر و کلفتتر میشد بعد چند دقیقه شروع کرد به مالیدن کون من و هی انگشت میکرد که راه منو باز کنه من دیدم هیچ جور نمیتونم با تف این کیر رو جا بدم رفتم روغن زیتون از کابینت اوردم و به کیرش و کونم و تو سوراخم مالیدم بعد یکم مالیدن شروع کرد به کردن وقتی سرش رو کرد داخل کونم انگار دنیا جلو چشمام سیاه شد و از درد نمیتونستم نفس بکشم خواست در برم از زیرش ولی منو قفل کرده بود با دستاش و نتونستم هی میگفت یکم تحمل کن دردش کم میشه ولی هر تکونی که میداد احساس میکردم دارم جر میخورم و دعا میکردم تموم شه و از دستش در برم حدود هفت هشت دقه که کون من رو گایید و من از در د خیس عرق بودم آبش اومد و آبشو کامل خالی کرد تو کونم و کیرش رو درنیاورد تا خوابید کیرش وقتی کیرشو دراورد احساس کردم تازه متولد شدم ولی نای اینکه از جام تکون بخورم رو نداشتم سوراخم شدید درد میکرد بعد نیم ساعت شروع کرد به مالیدن و ماساژ دوباره و من اصلا نای اینکه تکون بخورم رو نداشتم یه مقدار که مالید احساس کردم کیرش دوباره بلند شده چون روی رونهام و باشنم احساسش میکردم تا خواستم بلند شم و فرار کنم دوباره خوابید روم و تف زد و فرو کرد تو ایندفعه درد کمی داشتم ولی حدود بیست دقه کرد و آبش رو ریخت رو کمرم منم تا چند ساعت واقعا درد داشتم و نمیتونستم درست بشینم این بود داستان اولین سکس من نوشته مهرداد. ولي هر چي فکر ميکردم، کمتر به نتيجه ميرسيدم. به خاطر همین مریضیش هر چند مدتی مجبورم در بیمارستان بستریش کنم. یه کم که خورد گفت بکن توروخدا که دیدم خواهر شوهره اومد پاهای دختره رو داد بالا و کیرش که حالا شق شده بود وحدودا هفده سانت داشت رو گذاشت دم کسش و فرو کرد توکه آه زن داداشش بلند شد. کيرش رو خيلي سريع تو دهنم جلو و عقب ميکردم. کيري که همیشه آرزوش رو داشتم الان تو دهنمه. صدای ناله دردناک مادرم میومد تورو خدادرش یار نمیتونم خیلی کلفته دارم پاره میشم از جلو بکن ولی عمو گوشش بدهکارنبود میگفت زهرا از جلو میده تو از عقب بده کیرشو کرد تو کونش باتمام وجودکیرشو درمیاورد دوباره میکرد توکونش. آیدا و سمیرا هم گفتن تو برو فعلا صورتت رو بشور که بوی کف پ میده و دو تایی زدن زیره خنده. آیدا کف پاهاش رو روی صورت فاطمه فشار میداد و فاطمه داد میزد صورتم له شد! روز اول شوهرش اومد باهاش بود یه جوون چهار شونه با صورت ریشی و سبزه. ترسیده بودم و عصبانی شده بودم که چرا در نزده تا زود تر خودمو جمع و جور کنم. يه کم شامپو برداشت و ريخت رو کيرش، ميخواست جلق بزنه. پيش خودم گفتم که چي؟ من بايد يه کاري کنم که بياد و من رو به بگا بده. شهوتم ب دردم قلبه کردهمشو جا کردم تو کونم کاملا ک رفت توش حس جر خوردن داشتم دودقه واستادم همینجوری تا جابازه کنه نم نم تکون میخورد کیرش به ته کونم میخورد لذت داشتم ک چجوری کونم این کیرخرو جا داده تلمبه میزد جوری ک دست ب کیرم میزدم ابم می اومد چون اگه ابم می اومد دردم بیشتر میشد ولذت نداشتم دیگ کونم قلافه کیرش بود راحت میرفت تو کونم ولی درد داشتم چون کیرش واقعا کونمو پر کرده بود قنبل کردم بازم سوراخم بازه باز مونده بود حالته اسبی میکرد منو داشتم جرمیخوردم واقعا تلمبه میزد شدید هی قربون صدقه کونم میرفت گفتم ابمو میخوام بیارم برگرد برگشتم پامو داد بالا توحموم شرایط سختی بود چون زیرم سفت بود زمین یخ فقط اب دوش حموم باز بود پامو حالته هفتی بازکردم کونمو اومدبالا کیرشو گذاشت توکونم تلمبه میزد حسابی یه رب کرد وتلمبه میزد شهوتش بیشتر شدگفت داره میاد آبمو کجا بریزمش گفتم بپاش رو بدنم آبش اومد سریع کاندوم برداشت ریخت رو بدنم چندتا قطره ام ریخت رو صورت بعدش کیرمو گرفت دستش مالوند واسم آبم باسرعت پاشید خودم تاحالا اون همه آب ندیدم ازخودم خارج بشه بعدش باهم دوش گرفتم یه ساک زدم براش ک راست بشه چون خودش میگفت دوباره میخوام بکنمت ولی کیرش بلند نشد دوش گرفتیم اومدم بیرون منو رسوند قسمت نشده دوباره پیشش برم چون مکان نداره حالا زنشو دوباره میخواد بفرسته مسافرت بعدش برم پیشش الانم فقط باهاش چت میکنم. مریم با کس تنگ و جیغ زدن های راست کنندش. داشتم ارگاسم ميشدم براي همين سرش رو گرفتم و از رو کسم کشيدم کنار و خوابيدم رو زمين. سمیرا گفت:چرا از عرق کف پاهای من نمیخوری؟ فاطمه گفت:تو رو خدا! سمیرا گفت کف پاهام رو قشنگ میلیسی و میخوری تا بزاریم بری. نصیب من یه شمع خشک و خالی بود که باید میمالوندم رو چوچوله ام و گاهی هم میبردمش دم سوراخ کوسم و آروم بازی میکردم و خودمو ارضا میکردم. وحید یکی ازدوستانی هست که همیشه من رو درمجتمع مورد عنایت خاص خود قرارمیدهد و تو این چند سال که همسایه ما هست ازکون دادن و خوردن کیر او لذت می برم. ما دارای یکی از عظیم ترین کالکشن های فیلم و داستان های سوپر هستیم که همه روزه برای شما قرار میدیم. منم نفهمیدم یعنی چی ولی حسابی زدمش. بعد 2 تایی کف پاهاشون رو گذاشتن روی صورت فاطمه و شروع کردن عکس و فیلم گرفتن. ساک زدن ساک زدن و خوردن کیر کلفت عشقش که رو تخت ولو شده و کیرش تا آخرین درجش شق شده. بعد از چند دقيقه لاس زدن و آه آه من ارگاسم شدم. خواهر شوهره گفت چرا و دوباره رفت رو تخت و کیرش رو کرد تو کس زنداداشه و با لذت اونو گایید. بهش گفتم: مگه نگفتم قبل ازاینکه درو بازکنی باید دربزنی؟؟؟ بیچاره خجالت کشیده بود که بازهم حرف خواهر بزرگشو گوش نکرده و شروع کرد به معذرت خواهی کردن. رسیدیم مکانش خونه اپارتمانی بود نسشتم رو مبل راحتی رفت تواتاق لخت اومد بیرون گفت چرا حاضر نشدی گفتم تو شروع کن اومد لب گرفت لختم کرد کاربلد بود گفت بریم حموم حال کنیم گفتم باشه دوش باز کرد همدیگرو شستیم جلوش زانو زدم ساک زدم براش چنددقه ای واقعا خرکیربود تودهنم جا نمیشد کاندوم اورد کشید رو کیرش وازلین اورد کونمو انگشت کرد دوتا انگشت کرد توش ک پیشه خودم اینکه انگشتشه کیرش حتما جرم میده به دیوار تکیه زدم قمبل کردم کیرشو نم نم میخواست جا کنه تو کونم ولی نمیرفت شهوت تووجودم پر بود ک میگفتم باید این کیر خروجاش بدم توکونم تجربه کنم این کیرو لپایه کونمو باز کردم ازهم خودم. آیدا خانم مطمعن باش جبران میکنم. کلیپ سکسی ایرانی و فیلم سکسی ایرانی زهرا بابائی. توهمین حال بودم که یهو دراتاقم باز شد و برادرم اومد تو. بعد از چند روز فيلمی که اون روز گرفته بودم رو به حميد نشون دادم. شروع کرد به کردن و همزمان ک دختره رو میگایید با سینه هاش بازی میکرد. داستان سکسی وقتی کسم جر خورد سلام نمیخوام مجبوربشم ج بدم پس لطفافحش ندید اولین روزایی بودکه واردبیمارستان شده بودم. بعد بلند شدیم خودمون رو شستيم و رفتيم بيرون. بعدش بیحال افتادکنارتخت گفت حال کردی اونم گفت اره ولی از کون خیلی درد داره این دفعه دیگه بهت کون نمیدم اونجابودکه فهمیدم این قصه سر دراز دارد…… verified profile,hot,sucking,blowjob,amateur,homemade,wife,young,closeup,asian,blowjobs,cute,oral,indian,couple,amateurs,free,big-dick,big-boobs,black-cock,natural-tits. آنال سکس وطنی داستانم مال فصل بهار همین امساله. یه دختر تقریبا هم سن و سال خودش که دانشجو بود. فاطمه که فقط چشماش معلوم بودن دهنش رو از کف پای سمیرا جدا کرد و گفت:باشه یاد گرفتم. معلوم نبود برا چي، ولي کيرش شق شده بود. کلیپ سکس هر روز برای شما عزیزان به صورت رایگان داستان سکسی , فیلم پورن خارجی, فیلم سوپر ایرانی , فیلم سکسی دوجنسه, کلیپ سکسی دوجنس گراها و بای سکشوال ها , فیلم های سکسی هم جنسگراها ی مرد و گی و لزبین هارو اضافه میکند تا شما عزیزان بصورت کاملا رایگان از محتواهای کلیپ سکسی لذت ببرین. اون روزبی حوصله تو پارک دمه دره خونه نشسته بودم که وحید زنگ زد به من وخواست که به خونه شون برم و گفت که کارم داره وباید من وحتما ببینه چون می خواد بقول اروپایی ها سوپرایزم کنه من هم سریع قبول کردم وحاظرشدم رفتم خونه وحید واحده بالایی ما خونه وحید اینها بود. سمیرا هم گفت من ضربه کف پا به صورت رو بهتون یاد میدم. منم به این کارشون حسودی میکردم. فاطمه هم با التماس میگفت:ولم کنین خفم کردن! شهوت سرتا پای وجودم رو فرا گرفت. رفتم کمی جلو تر سره کیرشو خوردم کمی تودهنم جا نمیشد اونم رانندگی میکرد کمی خوردم گفت بسه بزار برسیم مکانم. این فیلم و عکس ها رو به همسایه ها نشون ندیم و آبروت رو نبریم. جواب دادم تو که من و خوب میشناسی یکی از آرزوهام اینه که سکس مادرمو بایک غریبه ببینم ولی این شدنی نیست. یک دفعه دیدم خواهر شوهر شرتش رو کشید پایین یه چیزی تو اون تاریکی ازش آویزون بود نمیدونم کیر بود یا دیلدو تا اینکه خواهر شوهر گرفتش تو دستش و تکون داد مطمعن شدم کیره و دختره هم یه دوجنسه. لیسیدن کوس لیسیدن کوس تنگ و حشری که داره کیف میکنه. ما همیشه تمام تلاش خودمون رو برای اضافه کردن موارد جدید به سایت برای مشتاق نگاه داشتن عزیزانی که به مسائل جنسی و پورن علاقه دارند انجام میدیم. کيرش رو که کاملا شق شده بود گرفته بود تو دستش. یه پسر دارم پانزده ساله و یه دختر ده ساله که مریضه. امروز میخوام یکی از بهترین و شیرین ترین خاطرات سکسمو بنویسم یکماهی بعد از طلاق از یوسف دلم لک زده بود واسه یه کیر کلفت آخه منی که هر شب کیر داشتم حالا واسم خیلی سخت بود سعی میکردم یکیو واسه خودم گیر بیارم که بعد هم واسم مشکل ساز نباشه تا دلی از عزا در بیارم تو دانشگاه یه پسر ترم بالایی بود که یکی از کلاساش با من افتاده بود جنوبی بود چهره برنزه و جذابی داشت تن صداشم خیلی دلنشین بود به هر وقت تو کلاس میدیدمش چشمام فقط به کیرش میخ کوب میشد آخه تو شلوار جین تنگی که میپوشید کمی مشخص بود به نظر میرسید کیر بزرگی داشته باشه همیشه منتظر دوشنبه ها بودم تا اونو تو کلاس ببینم از اول تا اخر که کلاس تمام میشد من شورتمو خیس میکردم دلو زدم به دریا رفتم جلو و به بهونه جزوه خواستم بهش نزدیک بشم ازش جزوه گرفتم و گفتم که چطور اونو برگردونم اونم شماره مبایلشو داد و گفت که بهش تک بزنم تا شمارم بیفته آخه شماره ناآشنا جواب نمیده شمارمو تو گوشیش سیو کرد منم خوشحال برگشتم خونه حدود ساعت 5 عصر بود که گوشیم زنگ خود دیدم بله علی آقاست سریع گوشیو برداشتم و با صدای سکسی جواب دادم ازم پرسید که مشکلی تو جزوه ندارم منم از فرصت استفاده کردمو گفتم که بعضی جاها دست خطشو نمیتونم بخونم اونم واسه فردا ساعت 3 تو دانشکاه قرار گذاشت که بهم کمک کنه منم فردای اونروز به خودم رسیدمو رفتم دانشگاه تو حیاط همدیگرو دیدیمو سلام و احوال پرسی کردیم بعد از مدتی حرفاش شکل عاشقانه به خودش گرفت و کلی هم ازم عذرخواهی میکردو میگفت که منظور خواصی نداره فقط از من خوشش میادو از این مزخرفا من که داشتم از فکر کیرش دیونه میشدم تو دلم میگفتم مرتیکه الاغ عشق کیلو چنده من تو کف کیرتم مرتیکه کیر کلفت اون فکر میکرد که هنوز متاهلم و شوهر دارم واسه همین با احتیاط حرف میزدو همش میگفت که منظور بدی نداره بعد از چند روز دیدو باز دید ما بیشتر شد و چون فکر میکرد شوهر دارم میترسید کسی مارو با هم ببینه و واسه من بد بشه واسه همین ایندفعه گفت که بریم خونه مجردی اون از شنیدن این حرف کلی ذوق کردم فردای اون روز صبح زود به خودم رسیدمو تر گل ور گل کردمو ساعت 9 رفتم در آپارتمانش آیفونو زدمو درو باز کرد رفتم بالا از قبل هم کلی سفارش کرده بود که کسی منو نبینه واسش بد میشه و از این حرفا خلاصه بعد مدتها داشتم به آرزوم میرسیدم خیلی ذوق زده بودم رفتم تو یه خونه مجردی کوچیک ولی ترو تمیز داشت بعد از دست دادن و سلام احوال پرسی روزانه تعارف کرد که بشینم و راحت باشم خودشم رفت تو آشپزخونه شربت و میوه بیاره یه تیشرت سورمه ای با شلوارک همرنگ تنش بود بعد از خوردن شربتو میوه رفتیم جلو کامپیوترش و عکسای شخصی خودشو نشونم میداد وای داشتم از دستش کلافه میدشم این گاگول انگار نه انگار یه کس جلو روشه به بهونه دیدن بهتر عکس کمی خم شدم طوری که بهش میخوردم بعد از کمی گفتم علی جون گرممه با این لباسا راحت نیستم اگه تا عصر تنم باشه که کلافه میشم اونم گفت که اگه راحتی میتونی مانتوتو در بیاری رفتم اطاق بغل لباسمو عوض کردم سوتینمو هم در اوردمو با یه تاپ سفید و شلوارک سفید که نوک سینه هامم زده بود بیرون رفتم پیشش تا چشمش به من افتاد شکه شد یه دقیقه مثه برق گرفته ها خشکش زد بعد رفتم جلو گفتم اگه بدت میاد برم لباسمو بپوشم اونم گفت نه عزیزم من که آرزومه میترسیدم تو راحت نباشی خلاصه دوباره شروع کرد تو کامپیوتر که عکساشو نشون بده منم این دفعه گفتم علی خسته شدم از واسادن اونم به شوخی گفت بیا بشین رو پام منم از این شوخی استفاده کردم و نشستم رو پاش طوری که دقیقا رو کیرش بودم تازه فهمیدم که اونم کیرش شق شده ولی به رو خودش نمیاره با ترس دستشو گذاشت رو سینه هام و از پشت گردنمو میبوسید و همش میگفت سارینا جون نمیخوام فکر کنی دارم ازت سو استفاده میکنم ولی همیشه آرزوی من این بوده که تو رو تو بغل بگیرمو واسه خودم داشته باشم و از این کس شعر ها میگفت من دیگه داغ کرده بودم برگشتم نگاش کردمو اونم شروع به لب گرفتن کرد لبای گرمی داشت خیلی خوب بود کل زبونشو کرده بودم تو دهنمو میمکیدم منو بلند کردو گذاشت رو تخت و همین طور روم خوابیده بود و لب میگرفت صدای ما تو کل فضا میپیچید یواش یواش دستشو برد زیر تاپ و سینه هامو میمالید من که دیگه حشرم زده بود بالا داشتم آخ واوخ میکردم سریع تاپ منو در آورد و مشغول خوردن سینه هام شده بود یواش یواش رفت پایین سراغ کسم از رو شلوارک کمی مالوند واسم و بوسیدشون وقتی دید که بوی خوبی میده و از بوش مست شده بود شلوارکو در آورد و پاهامو از هم باز کردو مثل قحطی زده ها افتاد به جون کسمو شروع به خوردنو لیسیدن کرد کل زبونشو تو کسم میچرخوند منم از شدت لذت جیغ میکشیدم زبونشو میکرد تا ته تو سوراخ کسمو بیرون میکشید دیگه طاقتم تموم شده بود بلند شدم اونو لخت کردمو شلوارکشو کشیدم پایین باورم نمیشد چی میبینم تا حالا کیر به کلفتی اون ندیده بودم کمی بهش دقت کردم که به شوخی گفت که ترسیدی؟ولی دیگه واسه ترس دیر شده سارینا جونم دوست دارم حسابی امروز بکنمت میخوام بگاهمت از شنیدن این حرفا بیشتر حشری شدم و با ولع تمام کیرشو خوردم تا جای که جا داشت تو دهنم میکردم گاهی هم حس میکردم که به ته گلوم میخوره به زور کیرشو تونسته بودم تو دهنم جا بدم خیلی لذت داشت علی هم صداش بلند شده بود نامرد کلی داشت با دهن من حال میکرد گاهی هم میگفت تو تکون نخور و تو دهنم تلمبه میزد از ترسی که زود ارضا نشه کیرشو کشید از تو دهنم بیرون و دوباره رفت سراغ کسم یه بالش گذاشت زیر کمرم تا راحت کون و کسم بالا بیاد وشروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم کل صورتش از آب کسم خیس شده بود ولی دست نمیکشید انگار تو عمرش کس و کون ندیده بود بعد از کلی خوردن کیرشو آورد جلو سوراخ کسم گذاشت با یه فشار خواست بکنه تو ولی کیرش واسه سوراخم خیلی بزرگ بود کشید بیرون و تف زد تا کمی لیز بشه راحت بره تو دوباره کیرشو رو سوراخ کسم تنظیم کرد و گفت سارینا جون اگه دردت گرفت تحمل کن تا بره تو این بار با فشار بیشتری کیرشو زد تو سوراخ که صدای جیغ من کل خونه رو ور داشت که اونم گفت آروم تر ممکنه کسی صدای جیغتو بشنوه گفتم آخه علی جون کیرت خیلی کلفته دردم میاد تازه تا ختنه گاه رفته بود تو و با یه فشار دیگه کیرشو تا ته به زور چپوند تو از درد به خودم پیچیدم خیلی کیرش کلفت بود احساس میکردم دارم پاره میشم بار اول که پردمو شوهرم پاره کرد اینقد درد نداشتم بعد که تا ته کرد تو خودشو خوابوند روم که کسم جا باز کنه اشک تو چشمم حلقه بسته بود بعد از چند دقیقه دردش کم شده بود اون یه زره دردی هم که داشت باعث لذتم میشد پاهامو باز کرد و شروع کرد به تلمبه زدن خیلی کیف داشت گاهی هم کیرشو سریع میکشید بیرون از ترسی که ارضا نشه من گفتم که تو کیفم یه کرم تخیری هست بیارم که دیدم خودش رفت سراغ کیفمو گفت ای شیطون فکر اینجاشو هم کرده بودی خنده ریزی زدمو انگشتمو به دهن گرفتم بعد دوبار بعد از زدن کرم مشغول شدیم کیرش از قبل شق تر شده بود و تند تند تلمبه میزد گاهی هم دردم میگرفت منو بلند کرد و سگی خوابوند و زد تو کسم کمرو گرفته بود و محکم تلمبه میزد خیلی داشتم حال میکردم بعد از ده دقیقه خوابید و ازم خواست بشینم رو کیرش و بالا پایین کنم منم از خدا خواسته تا ته نشستم رو کیرش و تند تند خودمو بالا پایین میکردم صداش بلند شده بود و میگفت سارینا جون بکن تند تر خیلی حال میده دوباره بلند شدم نشستم لبه تخت اونم زانو زدو محکم کرد تو و تلمبه میزدو میگفت میخوام جرت بدم سارینا امروز میخوام تا جا داره جرت بدم طوری که تا یک هفته نتونی از درد بشینی با حرفاش بیشتر حشری شدم و یهو تمام بدنم سست شد و در حالی که رونام میلرزید جیغ کوتاهی کشیدمو آبم اومد بعد علی گفت که سارینا نظرت راجه به کون چیه میخوای از کون جرت بدم گفتم بدم نمیاد ولی کیرت خیلی بزرگه میترسم دردم بگیره که گفت نترس من چون با دوست دخترام از کون میکنم بلدم چکار کنم دردت کم باشه بعد از تو کمد دوتا کرم در آورد میگفت یکی واسه بیحس کردن کون منه که کم درد بگیره دومی هم واسه کیره خودشه که لیز و نرم بشه بعد از مالیدن کرما کونمو قنبل کرد و با انگشت اول بازیش داد و بعد سر کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم آروم فشار داد کمی درد داشت گفتم تو که این کرمو داشتی چرا به کسم نزدی که دردم نگیره در جوابم گفت که فکر نمیکرده که کسم اینقد تنگ باشه و لذتش به دردشه کمی نگه داشت تا کونم باز بشه و دوباره بقیه کیرشو چپوند تا ته تو کونم جیغی کشیدم شروع کرد به تلمبه زدن و میگفت سارینا میخوام کونتو جر بدم اولش کمی درد داشت بعد دردش کم شدو لذت داشت هر دو داشتیم حال میکردیم که علی آبش اومدو با فشار تمام ریخت رو کمرم من که باز حشری شده بودم علی شروع کرد به خوردن کسم و با خوردن یه بار دیگه منو ارضا کرد بعد هم دوتایی رفتیم حمام و بعد از حمام نهار سفارش دادیم اونروز تا عصر سه بار دیگه علی از کس و کون منو کرد و واقعا منو جر داد اونروز خیلی حال کردم و بعد امتحانات قبل از رفتن علی به شهرشون باز با هم سکس کردیم ولی این بار شب پیشش موندم و تا صبح فقط منو میکرد و سیر مونی نداشت بعد از هر بار کردن به کسم که نگاه میکردم قرمز قرمز شده بود نوشته: سارینا2011. تو پاهات خیلی بو میدن و عرقش تنده! گفتم موضوع چیه ؟ چیزی شده وحید! صحبت با مامی جون میرن رو مبل میشینن و با مامان یه ذره صحبت میکنن و بهش توضیح میدن که بدجوری تو نخ کون دادن و کون گایی هستن. بعد یه دقیقه ای خواهر شوهره اومد پایین اول شلوار بیمارستان رو از پای دختره درآورد. خوابیدن با دوست دختر خوشگل تو تختش و حشری شدن. بدون اینکه حرفی بزنم اجازه دادم واردبشه من ازنوجوونی ووقتی ک فهمیدم کیرچیه همش دنبال این بودم ببینم مال کی اززیرشلواربرجسته تره اونروزم ناخودآگاه همش چشمم به کیرفرشاد بودچون معمولادکمه روپوششم بازمیکرد خیلی مغروربودوکمتربه کسی توجه میکردولی تازگیاحس میکردم خیلی حواسش به منه چندوقتی گذشت ومابه هم نزدیکترشدی باهام زیادشوخی میکردتااینکه یه روزبهم زنگ زد. آخه خيلي درد گرفت ولي بعد فريادم به آه آه تبديل شده بود. جلو رفتم و يه بوسش کردم و گفتم تا تو يه سر بري دوش بگيري و بياي من هم غذا رو برات گرم ميکنم. خوشبختانه چیزی هم نمی تونست ببینه و من سریع خودمو جمع و جور کرده بودم و مجله سوپر رو هم گذاشته بودم زیر کتابا. سلام به همه شهوانیا من محمدم هستم یه کونی حرفه ای ازخودم بگم سنم ۲۰ قدم ۱۶۸ وزنم ۷۰کیلو بدنم بدونه مو و کونه گنده ای دارم جوریه کونم همه بهم نظر دارن ۲سال کون دادنو شروع کردم میخوام یه بار از کون دادنمو براتون تعریف کنم که به نظر خودم جالبه و میخوام لذت ببرید چون حقیقه هرکیم فحش داد برمیگرده به خودش وخانوادش بریم سره داستان چندروزی بود توکفه کیربودم حسابی تو تلگرامم چندتا گروه گی دارم دنبال آدمه خوش کیر و قابله اعتماد میگشتم پیام میدادم توگروه و عکسه کونمو میزاشتم تو گروه چندنفری اومدن تو پی ویم ولی دور بودن یا شرایطم نمیخوند باهاشون که برم مکانشون نزدیکه ساعت ۹شب بود تنها بودم خونمون تا یکی دیدم هی پیام میده تو پی ویم عکسه کیرشم فرستاده بود میگفت تنهام بیا پیشم نزدیکیم جوابشو دادم بعد جواب دادنم شرایطمون اوکی شد کیرشم عالی بود تا اینکه گفت میتونی بیایی پیشم الان بیا منم ازخدا خواسته گفتم باشه گفتم بیا فلان جا دنبالم باماشین گفت باشه من راه افتادم توراه بهش پیام دادم متاهلی یا مجرد گفت مجردم گفتم مکانت خونه کیه گفت خونه خواهرمه گفتم میشه لباسایه خواهرتو بپوشم سکس کنیم گفت ازخدامه من دنباله زنپوشم بودم چه بهتر گذشت تا رسیدم سرجایه مشخص شده دیدم یه ماشین سرقرارمون هست گفته بود پژو ۲۰۶سفیده فهمیدم خودشه سریع رفتم تو ماشینش تا دید منو یه جووووونی گفت که گفتم الانه توماشین جرم بده توراه سوال میپرسید و دستمو هی میگرفت میزاشت رو کیرش منم میمالیدم براش کیرشو تا اینکه رسیدیم خونه ماشینو پارک کرد زود رفتیم توخونه تارسیدیم سریع لخت شدیم کیرشو دیدم حال کردم انگار ازتو عکس گنده تر بود کیرش خلاصه رفتیم رو تخت گفت من عاشقه 69هستم منم مثله بردها گوش میکردم تا 69شدیم کیرشو لیس میزدم میخوردم براش اونم کونمو لیس میزد وسوارخمو زبون توش میکرد وای چه حالی میداد توآسمون بودم ازلذت گفت بسه داره آبم میاد خیلی کیرخوره خوبی هستی ولی من هنوز باهات کاردارم رفت سرکشو لباسا یه دست ست شورت سوتین اورد نارنجی بود گفت بپوش تا من بیام زود پوشیدم بعد رفتم سره میزه آرایش یه کمم رژ زدم جیگری بود برا خواهرشو بود رفت تا اومد تو گفت چه جیگری شدی انگار خواهرمو میخوام بکنم جونننن رفتم سمتش شورت پاش نبود کیرشو مالیدم بادستم دیدم یخه یخه کمی خوردمش فهمیدم اسپره زده گفتم دهنم بی حس شد چرا اسپره زدی گفت چون میخوام طولانی بکنمت همچین جیگریو نباید زودی ردش کرد رفت حسابی براش ساک زدم تاجایی که دهنم بی حس شده بود کاملا تا ته تو حلقم فشار میداد جوری که خایه هاش مچسبید به لبام منم هق میزدم هی تا اینکه گفت بسه میخوام بکنمت حسابی حال کنی انقد حال کنی همیشه ماله من باشی دراز کشیدم پاهامو داد بالا کمی باوازلین سوراخمو باز کرد انگشتم میکرد نم نم تعداد انگشتاتو زیاد میکرد تا۳تا انگشتش به راحتی توکونم فرو میکرد و عقب جلو میکرد حالا فهمیده بودم با یه کون کن حرفه ای و کیر طلا طرفم نوبته گاییده شدنم شده بود پاهامو باز کرد کیرشو تنظیم کرد رو سوراخ کونم نم نم کیرشو تو کونم حس میکردم وکیرش کونمو فتح میکرد جوری که ازکلفتیه کیرش حس جرخوردن بهم دست میدادکیرش تا نصفه تو کونم بود نمیدونم چی شد یهو وحشی شد کیرشو تا دسته تو کونم کرد دادم رفت هوا سریع خواستم اززیرش بیام بیرون که نذاشت گفت الان جاباز میکنه منم ازدردو لذت میپیچیدم به خودم دیدم نم نم داره تلمبه میزنه منم دردم کمی کم شده بود وحشی شده بود تندتند تلمبه میزد تو کونم گفت برگرد قمبل کن برگشتم اون رو پا واستاد به حالته سگی میکرد توکونم خیلی خوب میکرد صفت میکرد منو منم گشاده گشاد شده بودم یکی دوبار کیرشو دراورد هی تاته کیرشو میکرد تو کونم گفت سوتینو دربیار دراوردم گفت برگرد دوباره برگشتم پاهامو داد بالا کیرشو کرد توکونم تندتند تلمبه میزد دیگه کاملا جر خورده بودم تا اینکه گفت آبم داره میاد سوتینو بزار کنار صورتت تا گذاشتم کنار صورتم بلند شد بالایه سرم آبشو ریخت رو صورتم و رو سوتین بعدش رفت دستشویی منم رو سوتین خواهرش جق زدم آبمو ریختم رو سوتینه خواهرش کلی حال کردم چندبارم باهاش سکس داشتم الانم باهاش رابطه دارم امیدوارم حال کرده باشید اگه منو خواستید پیام بدید یا آیدی تلگرام بزارید هرکی ازتهرانه وحومه جوری حال میدم که هیچ وقت یادتون نره نوشته کون طلایه سفید. آیدا کف پاش رو مالید روی دهن و بینی فاطمه و گفت:دیگه فضولی میکنی؟بو بکش……اومممم……بو کن……و با بوی کف پاهام خفه شو. آویزون کامل ترین سایت سکسی ایرانی در کل دنیا میباشد. تعجب کرده بود بیچاره خیلی ساده تر از این حرفا بود که تو کوچه و خیابون این چیزا رو یاد گرفته باشه بهش گفتم:ببین مثل این آقاهه که دودولشو کرده تو سوراخ این خانومه و شروع کردم با کیرش ور رفتن حس کردم قلقلکش داره میاد اونم گفت:میذاری منم دودلمو بذارم تو سوراخت؟؟؟ گفتم:نه ولی یه کاری میکنم که کلی کیف کنی چه کاری؟؟؟ برو رو تختم بخواب رفت و خوابید منم لختش کردم و خودمم نیمه لخت رفتم کنارش و شروع کردم با کیرش ور رفتن و آروم آروم شروع کردم به خوردنش براش خیلی جالب به نظر میومد توهمین حال دیدم که دستش داره میره طرف شرتم و اونو میخواد بکشه پایین بلند شدم و خودم شرتمو کشیدم پایین خیره خیره داشت به کوسم نگاه میکرد معلوم بود حسابی حشریه بهم گفت چرا انقدر مو داره؟؟؟؟ ببینم سوراخت کجاست؟؟؟ آروم چاک کوسمو باز کردم و سوراخمو بهش نشون دادم خیلی براش جالب تر از اون چیزی بود که فکر میکردم بعدش هم گفتم خانوما باید تا قبل از ازدواجشون صبر کنن و نذارن هیچ مردی به سوراخشون دست بزنه گفت:به جاهای دیگه شون چی؟؟؟ گفتم اشکالی نداره خندم گرفته بود رفتم کنارش دراز کشیدم و یه دستمو گذاشتم رو کوسم و شروع کردم به ور رفتن با کوسم و چوچوله ام و یه دستم هم رو کیر برادرم بود و داشتم باهاش ور میرفتم کیرش همینطور هی بزرگ میشد و من بیشتر حشری شده بودم کاش این مشکل بکارت نبود اگر مشکل پرده رو نداشتم همین الان کیر برادرم تو کوسم بود و من داشتم حالمیکردم داشتم یواش یواش از فکر کردن به این مساله دیوونه میشدم داشتم میومدم. بعد از چند دقيقه که ديگه سرعتش رو خيلي زياد کرده بود، احساس کردم دارم ارگاسم ميشم. من هم که خيلي حشري شده بودم کيرش رو با دستم گرفتم و کردم تو سوراخم.。

سکس وحید با مادرم

کیر کلفت

کس سفید و ناز مامانی ,کیر کلفت تو کون مامانی

فیلم کون دادن به پسر کیر کلفت سمیرا به آیدا گفت با روسری

سکس افغانی ساک زدن و خوردن کیر کلفت عشقش گاییدن دختر جلو چشم مامان خوشگلش

سکس وحید با مادرم




2021 cdn.snowboardermag.com